علوم تجربی شاهد مهدیزاده نیا

آموزشی تفریحی

12 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 13:44 ::  نویسنده : vahid
 
اسکلت بدن انسان
اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم .

اسکلت بدن هر فرد از تعدادی استخوان درست شده است . این استخوان ها ساختار بدن را می سازند و باعث حرکتِ بدن می شوند و همچنین از اعضای داخلی بدن محافظت می کنند ضمناً انسان بالغ ۲۰۶ استخوان دربدن دارد (شکل بالا)؛ حالا استخوانها ی بدنمان را بررسی می کنیم .

استخوان ها از چه چیزی ساخته شده اند ؟

اگر در موزه یک اسکلت واقعی یا فسیل دیده باشید فکر می کنید همه استخوان های آنها مرده اند . هر چند استخوان هایی که در موزه می بینید خشک ،سخت و شکننده هستند ولی با استخوان های بدن شما فرق می کنند یعنی استخوان هایی که اسکلت بدن شما را می سازند زنده اند و همیشه مثل سایر اعضای بدن رشد و تغییر می کنند .

همه استخوان های بدن تقریبا از مواد مشابه ساخته شده اند ؛ خارجی ترین لایه آن که قسمت صاف و سخت می باشد از استخوان فشرده درست شده است و وقتی اسکلتی را نگاه می کنید این قسمت قابل رویت می باشد .

درون استخوان فشرده چند لایه استخوان حفره دار وجود دارد که شبیه اسفنج می باشند .استخوان حفره دار مثل استخوان فشرده سخت نیست ولی باز هم خیلی محکم است.

دربسیاری از استخوان ها ، استخوان فشرده از قسمت درونی محافظت می کند یعنی از مغز استخوان که ژله مانند است و وظیفه اش ساختن سلول های خونی است .





استخوان چگونه رشد می کنند ؟

وقتی هنوز بچه هستید دست ها ، پاها و سایر اعضای بدنتان کوچک است ، کم کم که رشد می کنید و بزرگ می شوید، همه اعضا کمی بزرگ می شوند ازجمله استخوان ها .

بدن یک کودک هنگام تولد حدود ۳۰۰ استخوان نرم دارد ؛ این استخوان ها کم کم با هم جوش می خورند و ۲۰۶ استخوانی که بزرگسالان دارند تشکیل می دهند . بعضی از استخوان های کودکان از مواد نرم و انعطاف پذیری درست شده اند که به آن غضروف می گویند . در دوران کودکی درحالیکه رشد می کنید غضروف ها هم رشد می کنند و کم کم استخوان می شوند ، البته با کمک کلسیم غضروف ها تا ۲۵ سالگی سخت می شوند و در این سن تمام استخوان ها شکل گرفته اند . بعد از این غضروف ها دیگر رشد نمی کنند و استخوانهایی که به اندازه کافی رشد کرده اند اسکلتی را تشکیل می دهند که خیلی قوی و سبک است.





ستون مهره ها

ستون مهرها قسمتی از اسکلت است که به راحتی می توان آن را امتحان کرد دست خود را روی وسط کمر بکشید با انگشتان آنها را لمس می کنید .

ستون مهره ها به شما در چرخیدن خم شدن و ایستادن کمک می کنند ، همچنین از نخاع حفاظت می کند؛ نخاع بسته بزرگی از اعصاب است که اطلاعات را از مغز به سایر اعضای بدن می فرستد . ستون مهره ها دارای بیش از یک و یا حتی دو استخوان است . ستون مهره ها از ۲۶ استخوان تشکیل شده که به این استخوان ها ستون فقرات می گویند ضمناً هر مهره مانند یک حلقه می باشد .

مهره های ستون فقرات پنج نوع هستند ؛ هر قسمت کار متفاوتی انجام می دهد ؛ هفت مهره اول در بالا را مهره های گردنی می گویند که پشت سر و گردن قرار دارند . وزن سر سنگین است و این مهره ها وزن سر را تحمل می کنند .

زیر مهره های گردنی دوازده مهره قرار گرفته و مهره های قفسه سینه نام دارد و دنده ها را محکم می کند.

زیر مهره های قفسه سینه پنج مهره کمری قرار گرفته است .

زیر مهره های کمر، ساکرال (نشیمنگاه) قرار دارد ، پنج مهره که به هم وصل شده اند . و بالاخره درانتهای ستون فقرات استخوان دنبالچه قرار دارد که از چهار مهره به هم متصل شده درست شده است ، این قسمت خیلی مهم است چون وزن بدن را تحمل می کند و مرکز خوبی برای تحمل وزن می باشد ؛ پس وقتی یک کوله پشتی را بلند می کنید مهره های کمری ، نشیمنگاه و استخوان دنبالچه به شما نیرو می دهند ؛ وقتی می پرید یا پیاده روی می کنید این قسمت ها تعادل شما را حفظ می کنند .

بین هر مهره دیسکهای کوچکی قرار دارد که جنس آن غضروف می باشد . دیسک ازساییده شدن مهره ها جلوگیری می کند و ضربه های ستون مهره ها را می گیرد . وقتی می پرید یا می چرخید یا نیزه ای پرتاب می کنید دیسک از مهره ها حفاظت می کند و مانع آسیب رساندن به آنها می شود .



قفسه سینه
قلب ، ریه ها و کبد اعضای مهمی هستند، دنده ها از آنها محافظت می کنند . دنده ها مثل قفسی دور سینه هستند که لمس کردن آنها راحت می باشد ، انگشتان دست را روی سینه حرکت دهید آنها را لمس می کنید . اگر نفس عمیق بکشید دنده را در جلوی بدن به آسانی لمس خواهید کرد . بچه هایی که لاغر هستند دنده های آنها زیر پوستشان مشخص است .

دنده ها جفت جفت هستند و در هر طرف بدن دقیقاً جفت و یکسان می باشند بیشتر افراد دوازده جفت دنده دارند بعضی ها بیشتر از دوازده تا و بعضی ها کمتر آن دارند . همه دنده ها به ستون مهره های پشت ، درست در جایی که مهره های قفسه سینه آنها رانگه می دارند متصل شده اند . هفت جفت دنده اول قفسه سینه به جلوی جناغ سینه متصل هستند .جناغ سینه استخوان محکم در وسط سینه است که دنده ها را در جای خودشان نگه می دارد . بقیه دنده ها مستقیماً به جناغ سینه متصل نیستند . دو یا سه جفت دنده باقیمانده با بافت غضروفی به دنده های بالایی وصل می شوند .

دو جفت آخر آنها را دنده های متحرک می گویند . چون به جناغ سینه و دنده های بالایی وصل نیستند .نگران نشوید این دنده ها به هر طرفی حرکت نمی کنند و مثل دنده های بالایی به ستون فقرات پشت کمر متصل هستند .



استخوان جمجمه
استخوان جمجمه از مغز که مهمترین قسمت بدن است محافظت می کند . با گذاشتن دست روی سر می توانید آن را لمس کنید . مخصوصاً در پشت سر و چند سانتیمتر بالاتر از گردن . استخوان جمجمه از استخوان های متفاوتی درست شده است . بعضی از این استخوان ها از مغز محافظت می کنند و بعضی چار چوپ صورت را می سازند اگر دستتان را زیر چشم تان بگذارید بر جستگی هایی را لمس می کنید که حفره ای شکل هستند و چشمها در آن قرار دارند .

کوچکترین استخوان کل بدن، در سر قرار دارد و آن استخوان رکابی پشت پرده گوش می باشد که حدود ۶/۲تا ۳/۳ میلمتر طول دارد .

دوست دارید بیشتر درمورد استخوان جمجمه بدانید ؟‌ استخوان آرواره زیرین تنها استخوان سر است که می توانید حرکت دهید . آرواره باز و بسته می شود و شما می توانید صحبت کنید یا غذا بجوید .

جمجمه تازمانیکه بچه بوده اید فرق می کرد . همه نوزادان وقتی متولد می شوند فاصله ای بین استخوانهای جمجمه شان وجود دارد . این فاصله امکان حرکت استخوان ها بسته شدن و حتی روی هم قرار گرفتن آنها هنگام تولد را امکان پذیر می کند . وقتی کودک رشد می کند فاصله بین استخوان ها کم کم بسته می شود و ازبین می رود . مفصل های مخصوصی که به آنها بخیه می گویند استخوان های جمجمه را به هم متصل می کند .



استخوان دست
وقتی پشت کامپیوتر می نشینید و تایپ می کنید یا خیاطی می کنید یا حتی موقع غذا خوردن از استخوانهای انگشتان ، دست ، مچ و بازو استفاده می کنید .

هر بازو به استخوان شانه یا استخوان کتف متصل است . استخوان کتف یک استخوان مثلثی شکل است که در گوشه بالای دو طرف قفسه سینه در پشت قرار گرفته .

ساق دست از سه استخوان تشکیل شده است : بازو که بالای آرنج است ، زند زیرین و زند زبرین که زیر آرنج قرار گرفته اند . هر یک از این استخوان ها در انتها پهن هستند و در وسط باریکتر و باعث قویتر شدن آنها در محل اتصال است . در انتهای زند زیرین و زبرین هشت استخوان کوچکتر قرار دارد که باعث حرکت یا چرخش مچ شده اند .

بخش مرکزی دست از پنج استخوان جداگانه درست شده است. به جز انگشت شست که دو تا استخوان دارد ، هر انگشت دست دارای سه استخوان است . در مجموع بین مچ ، دست و انگشت ۵۴ استخوان وجود دارد و همه برای برداشتن اشیاء ، نوشتن ، گوشی برداشتن یا پرتاپ توپ کمک می کنند .

استخوان پا

مطمئناً استخوان دست و بازو و انگشت برای برداشتن گوشی قوی هستند ولی فکر می کنید موقع دیدن چه استخوان هایی به بدن کمک می کنند ؟ خوب استخوان های پا !!!

استخوان های پا به استخوان های گرد که به آن لگن می گویند متصل هستند . لگن ساختار کاسه ای شکل که ستون فقرات را کمک می کند در جلوی دو استخوان باسن و پشت ساکرال و نشیمنگاه قرار دارد . لگن حلقه های محکم محافظتی اطراف قسمت هایی از دستگاه گوارش ، ادراری و تناسلی می باشد .

استخوان های پا خیلی بلند و قوی هستند و وزن بدن را تحمل می کنند استخوانی که از لگن به زانو وصل می شود را استخوان ران می گویند و بلند ترین استخوان بدن بشمار می آید .

در زانو استخوان مثلثی شکلی قرار دارد که به آن کشکگ زانو می گویند و از مفصل زانو محافظت می کند .

زیر زانو دو استخوان دیگر قرار دارد که به آنها درشت نی و نازک نی می گویند . درست مثل سه استخوان دست ، انتهای سه استخوان پا هم پهن تر و وسط آنها باریک تر است ؛ مچ پا کمی با مچ دست فرق می کند ؛ مچ پا سه استخوان بزرگتر و چهار استخوان کوچک دارد ولی قسمت مهم استخوان پا هم مثل استخوان دست است . هر انگشت پا سه استخوان دارد . جز شست پا که فقط دو استخوان دارد . هر دو پا و مچ جمعاً ۵۲ استخوان دارند. مردم از پا و انگشت پا برای برداشتن اشیا و نوشتن استفاده نمی کنند ولی برای دو کار مهم از آنها استفاده می کنند : ایستادن و راه رفتن ، بدون همکاری همه استخوانهای پا تعادل بدن امکان پذیر نیست ؛ استخوان های پا مرتب چیده شده اند و تقریباً پهن هستنتد و در ایستادن به بدن کمک می کنند دفعه بعد که قدم زدید به پاها نگاه کنید و از خداوند بزرگ که انگشتهای پا را آفریده تشکر کنید !!!



مفصل ها
جاییکه را که دو استخوان به هم وصل می شوند را مفصل می گویند . مفصل ها یا متحرک هستند یا ثابت .

مفصل های ثابت در جای خود ثابت هستند و اصلاً حرکت نمی کنند . جمجمه تعدادی مفصل ثابت دارد ( که به آن بخیه می گویند ) و استخوان جمجمه سر افراد جوان را می بندند . یکی از این مفاصل مفصل جداره جمجمه است که بزرگترین مفصل جمجمه بشمار می آید و در پشت جمجمه در کناره های آن قرار دارد .

بعضی مفصل های متحرک به شما امکان دوچرخه سواری ، خوردن و بازی می دهند ؛ بعضی دیگر به شما کمک می کنند بچرخید ، خم شوید و قسمت های مختلف بدن را حرکت دهید . بعضی از مفاصل متحرک مثل آنهایی که در ستون فقرات هستند فقط کمی حرکت می کنند و بقیه حرکت زیادی دارند . به یکی از انواع مفصل ها که حرکت زیاد دارد مفصل لولایی گفته می شود . زانو و آرنج مفصل لولایی دارندکه به خم کردن دست و پا کمک می کند . این لولا ها مثل لولای درب اتاق است همانطور که لولا ی درب اتاق را هی باز می کند شما هم دست یا پاهایتان را در یک جهت می توانید خم کنید . مفصل های کوچک دیگری نیز در انگشتان دست و پا قرار دارند .

نوع مهم دیگری از مفصل های متحرک مفصل گوی و کاسه ای است . این مفصل ها در شانه و باسن قرار دارند . آنها از یک استخوان که انتهای آن گرد و درون استخوان دیگری شبیه فنجان جای گرفته است ساخته شده اند . مفصل های گوی و کاسه ای حرکت به چندجهت راممکن می سازند . اگر در جاییکه هستید فضای کافی دارید بازوهای خور را به همه جهات بچرخانید .

آیا تا به حال دیده اید کسی لولای درب را روغن کاری کند تا جیرجیر آن قطع یا روان تر شود ، خوب مفصل های بدن نیز مایع مخصوصی دارند که به آن مایع مفصلی (سینو ویال) می گویند و حرکت آنها را راحت می کند . استخوان ها در مفصل بوسیله رباط نگهداری می شوند که شبیه نخل های قوی و محکم هستند .





از استخوان ها مراقبت کنید

استخوان ها به شما کمک می کنند تا هر روز راه بروید و از خانه بیرون بیایید پس بیائید از آنها خوب مراقبت کنید. در اینجا چند توصیه برای محافظت و مراقبت از استخوانها شده است ، پس برای سلامتی خودتان لطفا توجه کنید:

_ ازاستخوان های جمجمه (که مغز درون آن است) با پوشیدن کلاه محافظ موقع دوچرخه سواری و ورزش های دیگر محافظت کنید .

_ وقتی اسکیت بازی می کنید زانو بند و مچ بند ببندید زیرا در این صورت اگر زمین بخورید زانو و آرنج و مچ دست از شما تشکر می کنند .

_ اگر ورزش فوتبال یا هاکی روی یخ انجام می دهید همیشه از تجهیزات مخصوص استفاده کنید .

_ از ارتفاعات بلند یا خطرناک نپرید . بسیاری از بچه ها در اثر پریدن دچار شکستگی استخوان شده اند. شکستگی استخوان به مرور زمان خوب می شود ولی زمانی زیادی می گیرد و برای شما خسته کننده است .

_ شیر و مواد لبنی ( مثل پنیر کم چرب ، ماست ، بستنی ) بخورید تا استخوان ها محکم و قوی شوند مواد لبنی کلسیم دارند به همین دلیل است که به محکم و قوی شدن استخوان کمک می کنند .

اگر با استخوان مهربان باشید آنها هم با شما مهربانند
 
11 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 22:47 ::  نویسنده :

 

دستگاه عصبی
دستگاه عصبی به دو قسمت دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم می‌شود. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی شامل عقده‌ها یا گره‌های عصبی و اعصاب بیرون از دستگاه عصبی مرکزی است.
 
 مقدمه
دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.
پرده‌های مغز و نخاع
سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.
نخاع
نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌کنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.
مقطع نخاع
مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل H در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای H به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.
اعمال حرکتی نخاع
در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن می‌شود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشته‌هایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع است.
مغز
مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ است.
نیمکره‌های مخ
دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.
مخچه
مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط برقرار می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه قرار دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.
بصل‌النخاع
این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.
عقده عصبی
یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندی قرار گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.
دستگاه عصبی محیطی
رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.  
اعصاب پیکری و خودمختار
اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.
·بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.
·بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند.
رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.
 

 

 
11 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 22:44 ::  نویسنده :

 

۱٫اثر زبان
اثر خطوط و اشکال روی زبان درست همانند اثر انگشت عمل میکند . یعنی هر انسانی خطوطی کاملا منحصر به فرد روی زبانش دارد . از این رو اثر زبان میتواند به عنوان یکی از فاکتورهای تشخیص هویت مورد استفاده قرار بگیرد.
۲٫پوست انداختن
انسان نیز مانند دیگر پستانداران در هر هر لحظه در حال پوست انداختن است . طبق تحقیقات انسان در هر ساعت ۶۰۰ هزار ذره از پوست خود را در فضا پراکنده میکند . این مقدار برابر هفتصد گرم پوست در هر سال می باشد . به صورت میانگین انسان در سن هفتاد سالگی تقریبا به میزان پنجاه کیلوگرم پوست اندازی کرده است .
۳٫تعداد استخوان ها
جالب است بدانید که کودک انسان تعداد بیشتری استخوان نسبت به یک فرد بزرگسال دارد .ما زندگی مان را با ۳۵۰ استخوان شروع میکنیم ،اما در طول دوره رشد تا سن بلوغ به علت پیوستن استخوان ها به یکدیگر این مقدار به ۲۰۶ عدد استخوان کاهش پیدا میکند .
۴٫تغییرات معده
هر سه یا چهار روز یکبار تغییراتی در معده شما بوجود می آید. اسیدهای قوی که معده برای هضم غذا به کار میگیرد ، باعث تاثیراتی روی خود آن نیز می شود . البته معده مکانیزمی برای جلوگیری از هضم کامل خود دارد .
۵٫حافظه بویایی
حس بویایی ما به قدرت حس بویایی سگ سانان نمی باشد اما با این حال میتوانیم ۵۰ هزار رایحه مختلف را به خاطر بسپاریم.
۶٫طول روده باریک
طول روده های باریک تقریبا ۴ برابر بلندتر از قد متوسط انسان است . اگر روده های باریک به شکل کنونی خود نبودند ، طول آن ها به ۵ تا ۷ متر می رسید .
۷٫باکتری ها
در هر اینچ مربع از پوست بدن انسان نزدیک به ۳۲ میلیون باکتری زندگی میکنند . خوش بختانه اکثریت این باکتری ها بی ضرر می باشند.
۸٫بوی پا
منشا بوی پا ، مثل بوی زیربغل غدد عرقی می باشند . در یک جفت پا ۵۰۰ هزار غده تولید غرق در حال فعالیت می باشند که میتوانند روزانه نیم لیتر عرق تولید کنند.
۹٫سرعت عطسه
هوایی که موقع عطسه کردن از دهان خارج میشود بالغ بر ۱۶۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارد.عطسه کردن فشار بسیار زیادی به بدن تحمیل میکند. محال است که بتوانید چشمان خود را هنگام عطسه باز نگه دارید.
۱۰٫مسیر خون
خون مسیر زیادی را در هر لحظه در بدنتان طی میکند . تقریبا نزدیک به ۱۰۰ هزار کیلومتر مسیر خونی در بدن وجود دارد . قلب این عضو حیاتی و پرکار بدن روزانه دو هزار گالن خون (برابر با ۷۵۰۰ لیتر) را در این مسیرها پمپاژ میکند.
۱۱٫مقدار بزاق
شما مایل به شنا در آب بزاق دهانتان نیستید ،اما جالب است بدانید که هر شخص به طور میانگین در طول زندگی اش نزدیک به ۲۴ هزار لیتر بزاق تولید میکند . این مقدار برای پرکردن دو استخر شنا کافیست.
۱۲٫صدای خر و پف
بعد از سن ۶۰ سالگی ، شصت درصد مردان و چهل درصد از خانوم ها شروع به خر و پف خواهند کرد.صدای خر و پف میتواند تا حد کرکردن پیش برود. عموما ً صدای خر و پف ۶۰ دسیبل می باشد که یعنی به بلندی صدای صحبت کردن معمولی اما این صدا میتواند تا ۸۰ دسیبل نیز پیش برود. ۸۰ دسیبل یعنی صدای یک دریل بادی که در حال نفوذ به بتن است . صدای بالای ۸۵ دسیبل برای گوش انسان بسیار مضر میباشد و ممکن است باعث کری شود.
۱۳٫رنگ و تراکم مو
هیچ میدانستید تراکم موی سر را از روی رنگ آن میشود تخمین زد؟ به طور میانگین هر انسان ۱۰۰ هزار پیاز مو روی سرش دارد . هرکدام از این پیازهای مو در طول زندگی انسان قادر به تولید ۲۰ تار مو میباشند. افرادی که موهای بلوند دارند از بیشترین میزان پیاز مو در مقایسه با دیگر رنگ ها سود میبرند، در نتیجه ایشان موهای پرپشت تری خواهند داشت. تعداد میانگین پیاز مو برای موهای بلوند ۱۴۶ هزار ، برای موهای مشکی ۱۱۰ هزار ، برای موهای قهوه ای ۱۰۰ هزار و در آخرین رده برای موهای قرمز ۸۶ هزار عدد میباشد .
۱۴٫رشد ناخن ها
اگر ناخن های دست تان نسبت به ناخن پای شما خیلی زودتر رشد میکند این کاملا طبیعی است . ناخن هایی که بیشتر در معرض استفاده قرار میگیرند زودتر رشد میکنند. ناخن انگشت های بلندتر و دستی که با آن مینویسید بیشترین رشد را دارند. به طور میانگین ناخن ها در هر ماه به اندازه یک دهم اینچ رشد میکنند.
۱۵٫وزن سر
جای تعجب ندارد که سر نوزادان کمی برای بدن آنها سنگینی میکند.سر هنگام تولد یک چهارم طول بدن را تشکیل میدهد . زمان بزرگسالی این طول به یک هشتم از درازای کلی بدن تقلیل می یابد.
۱۶٫نیاز به خواب
شاید بعضی اوقات بگویید که دارم از شدت خواب میمیرم ، اما به معنای کلمه منطوری نداشته اید . شما بدون خوردن غذا تا هفته ها زنده میمانید ، اما بعد از ۱۱ روز نخوابیدن ، برای همیشه به خواب خواهید رفت
 
 
9 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 22:47 ::  نویسنده : vahid

ساختار درونی زمین:

پدید آمدن زلزله های اخیر که حاصل جابجائی در پوسته زمین است، و انفجار مواد مذاب از یک آتشفشان فعال، تنها نمایشگر قسمتهای پایانی از یک پروسه طولانی است که ساختار کنونی کره زمین را بوجود آورده است. پدیده­های زمین شناسی که در داخل زمین اتفاق می­افتند تنها در سایه توجه به تاریخچه کره زمین و نحوه تغییرات آن در طول سالیان کهن قابل شناخت است.

در ابتدای پیدایش کره زمین، بدلیل بالا بودن دمای آن، تمام مواد تشکیل دهنده آن بصورت مذاب بودند که بدلیل تفاوت در وزن و چگالی این مواد، سه لایه اصلی در سطح زمین پدید آمده است. این تقسیم بندی بر اساس تفاوت خصوصیات شیمیایی مواد تشکیل دهنده آن قابل تشخیص است:

1.     پوسته[1]:

پوسته کره زمین لایه نسبتا کم عمقی است که این لایه سنگی سطحی، به دو نوع کلی تحت عنوان پوسته قاره­ای و پوسته اقیانوسی طبقه­بندی می­شود. پوسته اقیانوسی حدود 7 کیلومتر ضخامت داشته و از سنگهای آذرینی تحت عنوان "بازالت" تشکیل شده است. در مقابل پوسته قاره ای دارای ضخامت متوسط 35-40 کیلومتر است ولی در برخی مناطق کوهستانی ممکن است از 70 کیلومتر نیز تجاوز نماید. برخلاف پوسته اقیانوسی، که از مواد شیمیائی یکنواختی تشکیل شده است، پوسته قاره­ای شامل انواع مختلفی از سنگها می­باشد. قسمت فوقانی پوسته قاره­ای از سنگهای گرانیتی تشکیل شده، در حالی که قسمت تحتانی آن شبیه بازالت است.

 

2.      گوشته[2]:

بیش از 82 درصد از حجم زمین در گوشته قرار دارد که یک ورقه جامد و سنگی را تا عمق 2900 کیلومتری تشکیل می­دهد. مرز بین پوسته و گوشته، تفاوت فاحشی را در مشخصات شیمیایی نشان می­دهد.

 

 

3.      هسته[3]:

تصور می­شود که ترکیب اصلی هسته از آلیاژ آهن-نیکل با مقادیر کمی از اکسیژن، سیلیکون و سولفور باشد. بدلیل فشار زیاد در هسته مواد تشکیل دهنده آن دارای چگالی بالایی حدود 14 برابر چگالی آب در سطح زمین هستند.

 

 

شکل 1: تقسیم بندی داخل کره زمین از نظر شیمیائی

 

مشخصه داخل کره زمین افزایش تدریجی دما، فشار و چگالی مواد تشکیل دهنده با افزایش عمق است. برآورد می­شود که دما در عمق 100 کیلومتری بین 1200 تا 1400 درجه سانتیگراد باشد، درحالی که دما در مرکز کره زمین ممکن است از 6700 درجه سانتیگراد نیز تجاوز نماید. افزایش تدریجی در دما و فشار با عمق، مشخصات فیزیکی و در نتیجه رفتار مکانیکی مواد تشکیل دهنده زمین را تحت تاثیر قرار می­دهد. وقتی ماده­ای تحت گرما قرار می­گیرد، اتصالات شیمیائی آن ضعیف شده و مقاومت مکانیکی آن کاهش می­یابد و درصورتی که دما از نقطه ذوب ماده مورد نظر فراتر رود اتصالات شیمیائی شکسته شده و پدیده ذوب اتفاق می­افتد. اگر دما تنها معیار تعیین کننده ذوب مواد بود در این صورت باید کره زمین تبدیل به یک توپ مذاب با یک پوسته نازک جامد می­شد. درحالی که فشار نیز با عمق افزایش می­یابد و تمایل دارد که مقاومت سنگ­ها را افزایش دهد. بر اساس مشخصات فیزیکی و مقاومت مکانیکی میتوان زمین را به 5 لایه مختلف تقسیم بندی نمود: لیتوسفر[4] ،استنوسفر[5]، مزوسفر[6] یا گوشته پایینی،  هسته بیرونی و هسته درونی.

لیتوسفر(سنگ کره)

بر اساس مشخصات فیزیکی، لایه بیرونی کره زمین شامل پوسته و لایه خارجی گوشته است که تشکیل دهنده یک لایه نسبتا سرد و صلب میباشند درحالی که این لایه­ها از مواد متفاوت شیمیایی تشکیل شده است، ولی بدلیل سرد بودن و مقاوم بودن رفتار واحدی را از خود نشان می­دهد (شکل 2).

لیتوسفر در قسمت قاره­ای بطور متوسط 100 کیلومتر ضخامت دارد ولی ممکن است به بیش از 250 کیلومتر در زیر قسمتهای قدیمی قاره­ها برسد. در زیر اقیانوسها ضخامت لیتوسفر از چند کیلومتر در قسمت رشته کوههای اقیانوسی[7] تا حدود 100 کیلومتر در قسمتهای قدیمی­تر و سردتر پوسته اقیانوسی می­رسد.

استنوسفر:

در زیر لیتوسفر و در قسمت فوقانی گوشته، تا عمق 660 کیلومتر، یک لایه نرم و نسبتا ضعیف قرار دارد که به عنوان استنوسفر شناخته می­شود. قسمت بالای استنوسفر  دارای چنان دما و فشاری است که منجر به ذوب بسیار اندکی از این لایه ­می­شود. در برابر این ناحیه ضعیف، لیتوسفر جدا از لایه زیرین خود است و نتیجه این جدا بودن حرکت مستقل لیتوسفر نسبت به استنوسفر است.

مزوسفر یا گوشته پائینی:

  زیر ناحیه ضعیف استنوسفر، افزایش فشار اثر دمای بالا را خنثی کرده و سنگها تا حدودی با افزایش عمق مقاومتر می­شوند. در عمق 660 کیلومتر تا 2900 کیلومتر یک لایه صلب­تر به نام مزوسفر ( کره میانی ) یا گوشته پائینی یافت می­شود. برخلاف مقاومت آنها، سنگهای مزوسفر همچنان گرم بوده و توانائی جریان یافتن را دارا می­باشند.

 

هسته داخلی و خارجی:

هسته که تشکیل یافته از آلیاژ آهن نیکل می­باشد، به دو لایه تقسیم می­شود که مقاومت مکانیکی کاملا متفاوتی را نشان می­دهند. هسته خارجی یک لایه مایع به ضخامت 2270 کیلومتر می­باشد. ثابت شده است که جریان آهن مذاب در این لایه باعث ایجاد میدان مغناطیسی در کره زمین است. هسته داخلی یک کره به شعاع 3486 کیومتر است. برخلاف دمای بالاتر هسته داخلی، مواد تشکیل دهنده آن مقاومتر هستند.

 
9 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 19:41 ::  نویسنده : vahid
 
 
8 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 19:56 ::  نویسنده : vahid
 
 
8 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 19:11 ::  نویسنده :

 ساختمان خورشید وپدیده های خورشید:

 

 

خورشید نزدیکترین ستاره به زمین است . پس از خورشید نزدیکترین ستاره به ما پروکسیمای قنطورس است که فاصله آن تا خورشید 270000 بار بیشتر از فاصله زمین تاخورشیداست.

4/3 گاز درون خورشید را سبکترین گازها یعنی هیدروژن تشکیل میدهد. در اعماق داغ خورشید, اتمهای هیدروژن با یکدیگر تجمع می کنند. در این تجمع و تماس, گروهی از اتمها با چنان شدتی به گروه دیگر برخورد می کنند که در هم ذوب و ترکیب می شوند و جسم کاملا متفاوتی به نام هلیوم می سازند. بی هیچ وقفه ای در هر ثانیه 700 میلیون تن هیدروژن به هلیوم تبدیل می شود. بخش کوچکی از جرم ماده خوشید در فرآیند تبدیل به هلیوم از بین می رود و مجددا بصورت انرژی خالص ظاهر می شود. در هر ثانیه چهار میلیون تن از جرم خورشید کم می شود و جرم از بین رفته در پنجاه میلیون سال چیزی معادل جرم زمین است.

همچنان که هیدروژن به هلیوم تبدیل می شود, جرقه های انرژی ساطع می گردد. چگالی عظیم ماده, این جرقه ها را درون خورشید نگه می دارد و آنها تا پیش از رسیدن به سطح خورشید, حدود یک میلیون سال در قسمت داخلی در حرکتند. آنگاه انرژی به درون فضای تاریک جریان می یابد و قسمتی از این انرژی طی یک میلیون سال دیگر به نیمه راه نزدیکترین کهکشان آن سوی راه شیری می رسد. اگر مراحل گرمایی خورشیدی درست هم اکنون متوقف می شد, چندین هزار سال طول می کشید تا خورشید آن قدر سرد شود که برای ما قابل درک باشد.

ساختمان خورشید

 نورکره:

بخشی از خورشید را که می توان تحت شرایطی با چشم نورکره می گوییم که دارای ضخامتی حدود 400 کیلومتر است, روی همین بخش لک های خورشیدی ظاهر می‏شود. این لک ها را اولین بار گالیله مشاهده کرد. این لک ها ساختاری پیچیده دارند ولی به طور کلی, مرکزی به نام سایه دارند که بابخش روشنتری به نام نیم سایه احاطه شده است. لک های خورشیدی, بشقابی شکل به نظر می رسند و در واقع مناطقی هستند در سطح خورشید که حدود 2000درجه کلوین خنکتر از مناطق مجاور خود‏اند. میدان‏های مغناطیسی همیشه همراه این لکه ها هستند.لکه‏ها تعدادشان متغیر است و سیکلی شناخته شده دارند. در سال‏های فقط حدود 50 گروه لکه روی خورشید مشاهده می‏شود و در حالی که در سال‏های پر فعالیت این تعداد به 500 یا بیشتر می‏رسد. این سیکل به طور متوسط 11 سال طول می کشد ولی از نظر مغناطیسی سیکل خورشید 22 ساله است. در سال 1947 مجموعه عظیمی از این لکه ها روی خورشید ظاهر شد که سطحی بیش از 5 میلیارد کیلومتر مربع را پوشانید. فعالیت خورشید بر اساس سیکل 11 ساله در سال های 1947,1958,1969,1980و 1990 به بالاترین حد رسیده است.

با نگاه کردن به لکه ها می توانیم بفهمیم که خورشید می چرخد. آن طور که از زمین دیده می‏شود و در نزدیکی استوا تقریبا 26 روز طول می‏کشد تا لکه ها یک دور کامل بزنند, حال آنکه این مدت در حوالی قطبها به 40 روز می‏رسد. این اختلاف در چرخش ثابت می‏کند که خورشید نمی تواند مانند زمین یک جسم جامد باشد و در صورتی که خورشید جامد بود, همه ی لکه ها همزمان به دور خورشید کشیده می شدند. اگر بتونید خط سیر لکه ها را دنبال کنید دیدن این که دو یا سه هفته پس از محو شدن همه ی لکه ها در پشت خورشید, هنوز یکی از آنها در همان جا قرار دارد تماشایی و هیجان انگیز خواهد بود و شما می تونید حتی تغییرهای احتمالی لکه رو هم بررسی کنید.

ساختار خورشید

رنگین کره
در بالای سطح نورکره تغییراتی فیزیکی در گازها وجود دارد. منطقه ای که بلافاصله پس از نورکره و روی آن قرار دارد رنگین کره را تشکیل می دهد. مطالعه ی رنگین کره بیشتر در زمان گرفتگی کامل خورشید انجام می پذیرد. روی این منطقه, پس از مطالعات زیاد, طیفی تشخیص داده شده که پیش از این به لحاظ اطلاعات کم آنرا هلیوم می نامیدند . ضخامت رنگین کره موجود بین سطح خنک و خنثای نورکره و لایه ی داغ و یونیزه تاج حدود 2500 کیلومتر است و به زایده های تیز ختم می شود بنابراین در همه جا یکسان نیست . تراکم و چگالی در رنگین کره به گونه ای است که هرچه به طرف بالاتر برویم کمتر می شود ولی به عکس درجه ی دما به تدریج از 40000 تا 50000 درجه ی سانتیگراد تغییر می کند که به نظر می رسد فعالیت های مغناطیسی سبب این افزایش دماست. رنگین کره به هنگام کسوف ممکن است به شکل نواری قرمز و نازک دیده شود و به همین لحاظ (فام سپهر) نام گرفته است.

 تاج
بیرونی ترین بخش خورشید را تاج تشکیل می دهد. به عبارت رنگین کره نهایتا به تاج ختم می شود. طول موج های گسیل شده از این بخش را با آنتن های مخصوص می توان ثبت کرد. انرژی پخش شده در طول موج حدود یک سانتیمتر است و اگر خورشید نمونه ی ستاره ای معمولی باشد باید قبول کرد که سایر ستاره ها نیز ممکن است منابعی برای امواج رادیویی باشند. تاج به لحاظ تراکم, بسیار پایین و رقیق است ولی همین بخش نیز خیلی داغ است. در تاج تعداد اتم در یک سانتیمتر مکعب برابر با 9^10 است که در مقایسه با رقم 16^10 در رنگین کره ناچیز است. ضمن اینکه این عدد در زمین و در سطح دریا معادل 19^10 در سانتی متر مکعب است. با این حال جالب است که حرارت تاج, از رنگین کره هم بیشتر است .

بعضی از پدیده های خورشیدی:

زبانه ی خورشیدی:

زبانه های خورشیدی ابرهای عظیمی بر بالای نورکره اند و هنگامی به وضوح دیده می شوند که در لبه های خورشید باشند. زبانه ها خمیده می شوند و به سطح خورشید باز می گردند . هنگامی که بر سطح نورکره دیده شوند به شکل مارپیچ های سیاهی بر قرص خورشید به نظر می رسند. از آنجا که این ابرها به نسبت سردند مقداری از نور خورشید را جذب می کنند و در زمینه ی خورشید نیز تیره به نظر می رسند. یکی از انواع معمولی و قابل مطالعه ی زبانه ها رشته نام دارد که به صورت بافتی طویل و تیره بر روی قرص خورشید دیده می شود. 

زبانه های خورشیدی:

ریزدانه ها:

بافت موزاییک مانندی از دانه های ریز بر سطح خورشید ایجاد می شود که در شرایط مناسب جوی با تلسکوپ های کوچک نیز دیده می شود. عمر این ریزدانه ها به طور متوسط به 8 دقیقه می رسد و قطر آن نیز حدود 1000 متر است . ریزدانه ها شکل های غیر منظم با فواصلی تیره دارند. 

دانه های خورشیدی:

شراره ها:

لکه های خورشیدی که مانند جزایری شناور از طوفان های اکترومغناطیسی اند, عمدتا همراه با مناطقی فعال از تخلیه انرپی کمدوامند که آنها را شراره گویند. این پدیده همراه با لکه ها ایجاد می شود و گاهی تعداد آنها چنان زیاد است که بین دو لک نزدیک را پل می زنند و یا در کنار لکه های بزرگ صدها شراره کوچک ایجاد می شود. 
شراره ها از هنگام تولد خود تا رسیدن به ماکزیمم چند دقیقه ای بیشتر عمر نمی کنند و اغلب در مدتی حدود یک ساعت از بین می روند. زمانی که شراره ها ظاهر می شوند انرپی در شکل های مختلف مانند پرتوایکس ,ماوراءبنفش ,تشعشعات مرئی ,پروتون های با سرعت زیاد و الکترون ها همگی از سطح خورشید خارج می شوند و گاهی قدرت بعضی شراره ها به 2 میلیون مگاتن ماده ی (تی ان تی) می رسد. در ششم مارس 1989 آثار قوی ترین شراره ها در 20 سال گذشته به ماهواره ها رسید و محاسبات نشان داد که در حالت ماکزیمم, درجه ی حرارت در پلایمای شراره تا 10 میلیون درجه کلوین رسیده است!

یک هفته بعد آثار این شراره ها به صورت طوفان های شدید در مغناطیس کره زمین دیده شد، شفق های قطبی پدید آورد و بعضی از ارتباطات رادیوئی را مختل کرد.
خورشیداز نظر طیف و انرژی:

طیف تشعشعات خورشیدی بسیار وسیع است و از 001/0 آنگستروم(مربوط به پرتوی گامای شراره ها) تا چندین کیلومتر(مربوط به فرکانسهای بیسار پایین رادیوئی تاج خورشید) است. 

میزان انرپی خورشید که به لبه های بالای جو زمین می رسد، حدود 2 کالری بر سانتی متر مربع در دقیقه است که به نام ثابت خورشیدی خوانده می شود . 
خورشید یکی میلیاردستاره در فضاست. خورشید شبیه نیروگاه غول آسیایی است، توپ آتشینی از گازهای داغ که مقدار بسیار زیادی انرژی تولید می کند و به صورت امواج نور و گرما در فضا جاری می سازد.

 

هرگز به خورشید نگاه نکنید

روشنایی خورشید فراتز از حد تحمل چشم های ماست. هیچ وقت به طور مستقیم به آن نگاه نکنید. حتی اگر یک عینک آفتابی به چشم دارید. شعاع نور خورشید به قدری قوی است که به چشمهای شما آسیب می رساند و حتی ممکن است به چشم های شما آسیب برساند و حتی ممکن است باعث کوری شود. اطراف خورشید لایه ای از گاز وجود دارد که فام سپهر (کروموسفر) نامیده می شود. این لایه حدود 10000 کیلومتر ضخامت دارد.

آیا می دانید

خورشید بیشتر از گازی به نام هیدروژن تشکیل شده است. این گاز ذخیره سوخت خورشید است. به تدریج در طی بیش از میلیارد ها سال، هیدروژن  مصرف می شود و از بین نمی رود. دانشمندان حساب کرده اند که خورشید تا کنون فقط نیمی از ذخیره سوخت هیدروژن خود را مصرف کرده است.

هسته یا مرکز خورشید از گازی موسوم به هلیوم تشکیل شده است.

تمام اجسام از اتم های نامرئی کوچک ساخته شده اند که حاوی مقدار بسیار زیادی انرژی هستند. بخشی از این انرژی در درون خورشید منتشر می گردد. درون خورشید به قدری گرم است که اتم های هیدروژن متلاشی می شوند. خورشید 150 میلیون کیلومتر از زمین فاصله دارد و حدود 4.6 میلیارد سال عمر دارد هر 27.4 روز یه بار به دور خود می چرخد. ستاره متوسطی است. بعضی از ستارگان هزاران بار از خورشید پرنور ترند و بقیه هزاران باز از خورشید کم نور ترند. قطر خورشید نزدیک به 1.4 میلیون کیلومتر است. یعنی 1.9 برابر قطر زمین. یک میلیون کره زمین می تواند در داخل خورشید جا بگیرد. ممکن است میلیون ها سال طول بکشد تا انرژی حرارتی و نوری ای که در هسته آتشین خورشید تولید می شود به نور سپهر راه یابد. خارجی ترین لایه هاله کمرنگی است که در پیرامون خورشید تا میلیون ها کیلومتر در فضا گسترده شده است این لایه را تاج خورشید می نامند. سطح خورشید نورسپهر(فتوسفر) 9نامیده می شود. نور سپهر جامد به نظر می رسد اما در واقع مانند مه جوشان  بسیار سفیدی است.

شرارهها در اشعه x

باد خورشیدی :
باد خورشیدی حاصل پرتاب مواد با دمای زیاد از قسمت تاج خورشیدی است. سرعت باد خورشیدی متفاوت است و سرعت متوسط آنرا می توان حدود 500 کیلومتر در ثانیه در نظر گرفت. بدین ترتیب ذرات موجود در باد خورشیدی حدود 5 روز طول می کشد تا به زمین برسد. قسمتی ازاین ذرات در میدان مغناطیسی کره زمین به دام می افتد. باد خورشیدی تا حدود 100 واحد نجومی پس از مدار پلوتو نیز امتداد می یابد. ماهیت باد خورشیدی از ذرات اتمی باردار تاج خورشید و عمدتا پروتون و الکترون است. 
شفق قطبی :
روشن شدن برخی از منطق قطبی همراه با تلالو رنگ های مختلف در بعضی اوقات نتیجه حضور شفق قطبی است. طیف این رنگ ها از سفید تا قرمز تیره می تئاند باشد. مکان وقوع آنها 100 کیلومتری بالای اتمسفر تا حدود حدود 30 درجه ای قطبین مغناطیسی است. علت ایجاد شفق های قطبی به دام افتادن ذرات باردار حاصل از باد خورشیدی یا شراره ها در میدان مغناطیسی زمین و برخورد آنها با گازهای اتمسفر بالای زمین است. 
خورشید از نظر طیف و انرژی: 
طیف تشعشعات خورشیدی بسیار وسیع است و از 001/0 آنگستروم(مربوط به پرتوی گامای شراره ها) تا چندین کیلومتر(مربوط به فرکانسهای بیسار پایین رادیوئی تاج خورشید) است.
میزان انرپی خورشید که به لبه های بالای جو زمین می رسد، حدود 2 کالری بر سانتی متر مربع در دقیقه است که به نام ثابت خورشیدی خوانده می شود.

 
7 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 23:13 ::  نویسنده :

به نام خدا

روزانه فیل بالغ 220 کیلوگرم غذا و 200 لیتر آب مصرف می کند.
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 


 بعضی از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند برای حفظ این گرما ، غذای زیادی بخورند بطوریکه اگر شما بخواهید باندازه این نوع پرندگان غذا بخورید باید در هر وعده غذا حداقل ده کیلو غذا بخورید.

مار «آناکوندا» تنها نمونه افعی است که بچه می زاید.
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 


 پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چیزی نمی خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

بزرگترین جانور بی مهره ماهی مرکب غول پیکر است بلندیش ممکن است تا حدود ۱۵ متر برسد.
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 


عقربها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیو اکتیویته تاثیری به آنها ندارد و جالب تر اینکه عقربها دو دشمن دارند یکی از آنها یک نوع سار است و دیگری مگس.


 


فقط سی درصد از مارهای دنیا سمی هستند.

 


یکی از سمی ترین حیوانات دنیا نوعی عروس دریائی است که سم آن در کمتر از دو دقیقه قربانی خود را میکشد.

 


مارها و ببرهای استرالیایی که چشمهایشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتی میتوانند به زندگی خود ادامه دهند.

 


کانگروها قادر نیستند بسوی عقب راه بروند.

 


ادرار موش در زیر اشعه ماورا بنفش میدرخشد و همین امر باعث میشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.

 


گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلی که گاو باز در مقابل چشمانش تکان میدهد به خشم میاید و دیگر فرقی نمیکند که شنل به چه رنگی باشد.

 


 سگها دنیا را بیرنگ و مات می بینند آنها نزدیک بین بوده و تنها سایه های خاکستری رنگ را تشخیص می دهند.

 


وزن مغز گوریل ۶۰۰ گرم است و مغز فیل یک هزارم وزن بدن اوست.

 


شمپانزه، اورانگوتان، گوریل، میمون، سگ، گربه، راکون، خوک، فیل و اسب ۱۰ تا از باهوشترین حیوانات هستند.

 


حداکثر سرعت لاک پشت های غول پیکر چهار و نیم متر در دقیقه است که خرگوش این فاصله را در کمتر از نیم ثانیه می پیماید.

 


دلفینها و فیلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز می خوابند.

 


قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انسان است.

 


بزرگترین مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ کیلوگرم وزن دارد.

 


مار میتواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند.

 


قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می زند ، درضمن میدانستی که گنجشکها روی زمین راه نمی روند بلکه می پرند.

 


کوچکترین سگ جهان ، دارکیده پیترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن می باشد.

 


در صورت نبودن غذا تمساح قوی همنوع ضعیفتر از خود را می خورد.

 


از بزاق یک نوع خفاش خون آشام داروی ساخته اند که جلوی سکته مغزی را میگیرد.

 


حس بویاییه مورچه با حس بویاییه سگ برابری میکند.

 


اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد.

 


 نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح آب می آید و یک و نیم دقیقه در هوا پرواز می کند و به شکار طعمه خود می پردازد.

 


زمان بارداری فیل به ۲ سال می رسد.

 


 ملکه موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود می باشد.

 


 حیواناتی چون سگ و گربه تنها از طریق نفس زدن تند ، تند به دفع گرمای بدن خود می پردازند و بدین علت است که سگ در هوای گرم دهان خود را باز کرده و له له می زند ، تا بدینگونه از حرارات و گرمای بدن خود بکاهد.

 


  ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقیقه است.

 


  فیل از گوشهایش بعنوان تهویه هوا نیز استفاده میکند د فیل دمای بدنش را توسط گوشهایش متعادل نگه میدارد، چون سطح بزرگی دارد که حیوان میتواند از طریق آن گرمای بدنش را کاهش دهد.

 


 تعداد افرادی که از برخورد نارگیل به سرشان کشته می شوند از تعداد کسانی که توسط حمله ی کوسه می می رند بیشتر است.

 


نام دیگر کوسه ی سفید مرگ سفید است.

 


چشم جغد 80 بار از چشم انسان قوی تر است.

 


نعره ی شیر آفریقایی تا 3 کیلو متر برد دارد.

 


اگر اکسیژن هوا بیشتر باشد حشرات بزرگتر می شوند و یک سنجاقک به اندازه ی یک شاهین می شود.

 


گربه ماهی بیش از 27 هزار عضو چشایی دارد.

 


مورچه ها نمی خوابند.

 


چشم های شتر مرغ از مغزش بزرگتر است.

 


صدای اردک اکو ندارد.

 


کوسه ها هرگز دچار سرطان نمی شوند.

 


اسب ها در برابر گاز اشک آور مصون هستند.

 


میمون ها هم مانند انسان ها برنامه ریزی می کنند.

 


نوعی کوسه با 2500 دندان وجود دارد که از هیچ کدام از آنها استفاده نمی کند.

 


انسان تنها موجودی است که می تواند به پشت بخوابد.

 


خرس های قطبی چپ دست هستند .

 


یک چهارم حجم بدن ماهی کوموهوریدی از چربی غنی تشکیل شده است به طوری که اگر آن را جلوی آفتاب بگذاریم مانند یخ آب می شود.

 


هیچ ماهی در دریا وجود ندارد که بتواند روی آب راه برود یا به سمت عقب شنا کند .

 


وزن کل موریانه های جهان 10 برابر وزن همه‏ی انسان هاست.

 


شلوغ ترین مکان کندوی زنبور عسل است.

 


قورباغه ای به نام قابیل وجود دارد که با لیس زدن انسان او را دچار هذیان گویی می کند.

 


نوعی قورباغه وجود دارد که می تواند چندین ماه یخ بزند و دوباره به زندگی طبیعی بازگردد.

 


زخم های سوسمار عفونت نمی کند زیرا خون او ماده ای دارد که از عفونت جلو گیری می کند.

 


ادرار موش زیر اشعه آفتاب می درخشد و عقاب ها به این سبب آن ها را پیدا و شکار می کنند.

 


کانگرو قادر نیست به عقب راه برود.

 


قلب میگو در سرش قرار دارد.

 


کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه اش آن را پیدا می کند.

 


شتر هنگام تشنگی می تواند 95 لیتر آب را در 3 دقیقه بنوشد.

 


گوسفند ضریب هوشی بالایی دارد به طوری که می تواند بعد از دو سال چوپان و گله ی خود را شناسایی کند.

 


ماموت ها تا 6 سالگی شیر مادرشان را می خورند.

 


خوک به خاطر حالت فیزیکی اش قادر به دیدن آسمان نیست.

 


عقاب به طور معمول هنگام پرواز مستقیم به خورشید نگاه می کند.

 


بیشترین ضربان قلب را قناری با 1000 بار در دقیقه و کمترین را فیل با 27 بار در دقیقه.

 


مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند.

 


سوسک ها سریع ترین جانوران شش پا هستند با سرعت یک متر در ثانیه.

 


دارکوب ها قادرند بیست بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزند.

 


دلفین ها مانند گرگها هنگام شب یک چشم خود را باز نگه می دارند.

 


تخم مرغ را می توان فریز کرد فقط کافی است آن را شکست و در ظرفی ریخت و فریز کرد جالب اینجاست که تا یک سال خراب نمی شود و کیفیت خود را حفظ می کند.

 


زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمی تواند هیچ صدایی از خود در آورد.
 
6 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 14:20 ::  نویسنده :

کانی انواع کانی‌ها کانی ماده‌ای است طبیعی، بلورین، جامد و غیرآلی که در ترکیب سنگ‌های پوسته زمین یافت می‌شود و دارای فرمول شیمیایی و ساختمان اتمی مشخص است. برخی کانی‌ها از یک عنصر خالص و بسیاری از آن‌ها از دو یا چند عنصر درست شده‌اند. واژه کانی از واژه فارسی کان گرفته شده‌است که در زبان عربی به آن معدن گفته می‌شود. بنابراین، کانی به ماده‌ای گفته می‌شود که به طور طبیعی از معدن (کان) به دست می‌آید و معدن بخشی از پوسته زمین است که در آن به اندازه چشم‌گیری، کانی یافت می‌شود. موادی مانند شیشه، چینی، آلیاژهای گوناگون، که انسان آن‌ها را ساخته‌است، و موادی مانند مروارید صدف، استخوان، عاج و بسیاری دیگر، که جان‌داران می‌سازند، کانی نیستند. تنها استثنا از این تعریف گرافیت و ذغال سنگ است که در حقیقت منبعی آلی دارند ولی در مسیر تکامل خود دستخوش تغییرات بسیار شده‌اند و در حقیقت به طور مستقیم ریشهٔ آلی ندارند. مسالهٔ دیگر یخ است که بیشتر زمین‌شناسان طبق تعریف آن را کانی می‌دانند. نفت را نیز گروهی از زمین‌شناسان کانی می‌دانند.محتویات ۱ ویژگی‌های کانی‌ها ۲ شکل‌گیری کانی‌ها ۳ شناسایی کانی‌ها ۳.۱ شناسایی کانی‌های آشنا ۴ نام‌گذاری کانی‌ها ۴.۱ کانی‌هایی با نام‌های ایرانی ۴.۱.۱ بیرونیت (Birunite) ۴.۱.۲ آویسنیت (Avicennite) ۴.۱.۳ تالمسیت (Talmessite) ۴.۱.۴ ایرانیت (Iranite) ۴.۱.۵ خونیت (Khuniite) ۴.۱.۶ انارکیت (Anarakite) ۴.۱.۷ خادمیت (Khademite) ۵ طبقه‌بندی ۵.۱ سلیکات‌ها ۵.۲ سولفات‌ها ۵.۳ کربنات‌ها ۵.۴ فسفات‌ها ۵.۵ هالیدها ۵.۶ سولفیدها ۵.۷ اکسیدها ۵.۸ عنصرها ۶ کاربرد کانی‌ها ۷ جستارهای وابسته ۸ منبع ویژگی‌های کانی‌ها کانی‌ها همگن‌اند، یعنی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی همهٔ ذره‌های سازندهٔ آن‌ها، یکسان است. برای مثال، اگر یک قطعه هالیت یا نمک خوراکی را به تکه‌های بسیار کوچکی بشکنیم، همهٔ ذره‌های به‌دست آمده، مزهٔ شوری دارند، به‌سادگی در آب حل می‌شوند و دیگر ویژگی‌های نمک را نشان می‌دهند. کانی‌ها جامد و بلوری‌اند: یعنی، ذره‌های سازندهٔ آن‌ها براساس نظم و قانون معینی کنار هم قرار گرفته‌اند؛ به نحوی که، همه سطح‌های بیرونی یک کانی، صاف است. شکل بلوری و منظم کانی‌ها از آرایش اتم‌ها و مولکول‌های درونی آن‌ها ناشی می‌شود. هر کانی ترکیب شیمیایی ثابتی دارد. برای مثال، پیریت همیشه FeS۲ و کلسیت CaCO۳ همواره‌است. البته، در برخی کانی‌ها ممکن است نسبت برخی عنصرها تغییر کند. برای مثال، در کانی الوین FeMgSiO۴ ممکن است درصد آهن و منیزیم از بلوری به بلوری دیگر، از ۰ تا ۱۰۰٪ تغییر کند. برخی کانی‌ها، مانند طلا، از یک عنصر درست شده‌اند. البته، طلا کم‌تر به صورت خالص یافت می‌شود. بلورهای مکعبی و زرد رنگ طلا، اگر با نقره همراه باشند، روشن‌تر و اگر با مس همراه باشند، قرمزتر به نظر می‌رسند. بسیار از کانی‌ها از دو یا چند عنصر متفاوت هستند که با هم مخلوط شده و مادهٔ مرکبی را به‌وجود آورده‌اند. برای مثال، فراوان‌ترین کانی، یعنی کوارتز، ترکیبی از سیلیسیم و اکسیژن است. شکل‌گیری کانی‌ها کانی‌ها از پیوندهای گوناگون بین اتم‌ها به وجود می‌آیند. تا کنون ۹۲ عنصر در طبیعت شناسایی شده‌است. از بین این ۹۲ عنصر طبیعی، ۸ عنصر اکسیژن، سیلیسیم، آلومینیوم، آهن، کلسیم، سدیم، پتاسیم، و منیزیم، حدود ۵/۹۸ درصد کانی‌ها را می‌سازند. از ترکیب شدن این عنصرها با هم، کانی‌ها گوناگون به‌وجود می‌آید. برای مثال، از ترکیب شدن اکسیژن با سیلیسیم، اکسید سیلیسیم SiO۲ یا کوارتز و از ترکیب شدن اکسیژن، سیلیسیم، منیزیم و آهن، الوین FeMgSiO۴ به‌دست می‌آید. کانی‌ها علاوه بر این که از نظر ترکیب شیمیایی با هم تفاوت دارند، از نظر شکل ظاهری، رنگ، اندازه و دیگر ویژگی‌ها نیز تفاوت‌های زیادی با هم دارند. این تفاوت‌ها به چگونگی شکل‌گیری آن‌ها برمی‌گردد. برخی کانی‌ها از سرد شدن ماده مذاب به‌دست می‌آیند، همه کانی‌های سنگ‌های آذرین، مانند کوارتز، فلدسپات، میکا و الوین، این گونه به وجود می‌آیند. برخی دیگر از کانی‌ها از سرد شدن بخار در سطح سنگ‌ها یا شکاف‌های موجود در آن‌ها به وجود می‌آیند. سرد شدن گاز گوگرد در قله‌های آتش‌فشانی دماوند و تفتان، نمونه‌ای از این فرایند است. کانی‌ها دیگری از بخار شدن محلول‌هایی به وجود می‌آیند که به اندازهٔ اشباع رسیده‌اند. برای مثال، از بخار شدن آرام دریاچه‌های مرکزی ایران، نمک و گچ به دست می‌آید. برخی کانی‌ها از واکنش‌های شیمیایی یون‌ها در آب به وجود می‌آیند. برای مثال، در دریاهای گرم، یون کلسیم +۲ Ca با یون کربنات -۲(CO۳) ترکیب می‌شود و کانی کلسیت CaCO۳ ته‌نشین می‌شود. برخی کانی‌ها نیز پیامد تخریب شیمیایی کانی‌ها دیگر هستند. برای مثال، از تجزیه شیمیایی فلدسپات‌ها، کانی‌های رستی (کانی‌های تشکیل‌دهنده خاک) به‌وجود می‌آیند. شناسایی کانی‌ها زمین‌شناسان برای شناسایی کانی‌ها از روش‌های گوناگونی، مانند: رنگ شعله، طیف نوری، میکروسکوپ‌های پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی و پرتو ایکس، بهره می‌گیرند. رنگ شعله: در این روش تکه‌ای از کانی یا پودر آن را روی شعله نگه می‌دارند و با دستگاهی به آن می‌دمند. با تغییر رنگی که در شعله پدید می‌آید، می‌توان برخی از کانی‌ها را شناسایی کرد. سدیم رنگ زرد، پتاسیم رنگ نارنجی، منیزیم رنگ قرمز، کلسیم رنگ نارنجی، باریم رنگ سبز مایل به زرد و مس رنگ سبز درخشان، به‌وجود می‌آورد. طیف نور: در این روش مقدار اندکی از یک کانی را در دستگاهی، که با جرقه الکتریکی و در فشار زیاد کار می‌کند، قرار می‌دهند تا کانی بخار شود. در این حالت، اتم‌های عنصرهای سازندهٔ کانی، طول موج ویژه‌ای تولید می‌کنند که پس از عکس برداری می‌توان با کمک آن‌ها به عنصرهای سازنده کانی پی‌برد. میکروسکوپ پلاریزان: در این روش، ضخامت یک قطعه سنگ را که دارای کانی‌های گوناگون است، به اندازه‌ای کم می‌کنند تا شفاف شود و نور از آن بگذرد. سپس آن را زیر میکروسکوپ پلاریزان بررسی می‌کنند. اکنون از روی شکل ظاهری، نوع شکستگی، ضریب شکست نور، رنگ و دیگر ویژگی‌ها، کانی را شناسایی می‌کنند. میکروسکوپ الکترونی: لایه نازکی از کانی را با این میکروسکوپ مطالعه می‌کننند. باریکه الکترونی به کانی برخورد می‌کند و بخشی از آن به کانی جذب می‌شود که سایه‌ای از کانی روی صفحهٔ ویژه‌ای به‌وجود می‌آورد. بررسی این سایه از نظر شکل ظاهری، شکستگی‌ها و ساختمان درونی کانی، به شناسایی کانی می‌انجامد. پرتو ایکس: این روش برای شناسایی کانی‌ها، به ویژه کانی‌هایی که ترکیب شیمیایی مشابهی دارند، بسیار کارآمد است. پرتوهای ایکس را به بلور کانی می‌تابانند. بخشی از این پرتوها از کانی می‌گذرد و بخشی پس از برخورد با ذره‌هایی که در گوشه‌های شبکه بلور کانی قرار دارند، بازتاب می‌یابد. با برسی عکس به دست‌آمده از اثر این پرتوها بر فیلم عکاسی، می‌توان کانی مورد نظر را شناسایی کرد. شناسایی کانی‌های آشنا تالک به کمک ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی کانی‌ها، می‌توان به روش‌های ساده‌تری برخی از کانی‌های بسیار شناخته شده را شناسایی کرد. شکل بلور: اندازه بلورها ممکن است بسیار بزرگ یا بسیار کوچک باشد. در حالی که وزن کانی بریل ممکن است تا ۲۰۰ تن هم برسید، برخی کانی‌ها تنها با پرتوهای ایکس دیده می‌شوند. شکل کانی‌ها نیز بسیار گوناگون است. با وجود این، زاویه‌های بین سطح‌های مشابه در همه بلورهای یک کانی همواره یکسان است. برای مثال، بلور نمک، چه بزرگ و چه کوچک، همواره مکعبی شکل است و بین سطح‌های خود، زاویهٔ ۹۰ درجه دارد. سختی: دانشمند اتریشی به نام فردریش موهس(۱۸۳۹-۱۷۷۳) مقیاسی برای درجه سختی کانی‌ها وضع کرد. مقیاس او از درجه یک برای تالک به عنوان نرم‌ترین کانی تا درجه ۱۰ برای الماس به عنوان سخت‌ترین کانی است. بر اساس این مقیاس، سختی ناخن انسان، ۵٫۲، سکه مسی ۵٫۳ و چاقوی فولادی قلم‌تراش، ۵٫۵ است. اگر در اثر کشیدن این اجسام بر سطح کانی، در آن خراش ایجاد شود، یعنی سختی آن‌ها از کانی بیشتر است و برعکس. رَخ یا کلیواژ: رخ به شکستگی کانی‌ها در راستای سطح صاف، پس از وارد شدن ضربه‌ای شدید، مانند ضربه چکش، گفته می‌شود. میکا در یک جهت می‌شکند و ورقه‌ورقه می‌شود؛ کوارتز خورد می‌شود؛ نمک خوراکی رخ سه‌جهتی قائم و کلسیت رخ سه‌جهتی غیر قائم دارد. رنگ: برخی کانی‌ها همیشه به یک رنگ دیده می‌شوند. برای مثال، طلا همواره زرد، گرافیت همیشه سیاه و مالاکیت (Malachite) به رنگ سبز فیروزه‌ای است. رنگ را باید در سطحی که به تازگی شکسته شده‌است، مشاهده کرد. زیرا هوازدگی رنگ سطح رویی را تغییر می‌دهد. ورقه‌های میکا اثر بر چینی بدون لعاب: در این روش کانی را بر چینی بدون لعاب مانند پشت نعلبکی بخشی که لعاب ندارد، می‌کشند تا لایه نازکی از آن بر سطح چینی بماند. کانی‌های نافلزی اثری بی‌رنگ یا به رنگ روشن دارند و کانی‌های فلزی رنگ‌های تیره‌تری پدید می‌آورند. برای مثال، کانی زرد رنگ پیریت، رنگ سیاه برجای می‌گذارد و اثر هماتیت، که بیش‌تر به رنگ خاکستری و ساه است، قرمز-قهوه‌ای دیده می‌شود. جلا: جلا یا درخشندگی سطح کانی نیز در شناسایی آن سودمند است. کانی‌های فلزی نور را به خوبی باز می‌تابانند و به اصطلاح جلای فلزی دارند. هالیت و کوارتز، جلای شیشه‌ای و اوپال و اسفالریت، جلای صمغی دارند. چگالی (جرم حجمی): برای بدست آوردن چگالی کانی‌ها، جرم آن‌ها را با ترازو و حجم را با استوانه درجه‌بندی شده دارای آب، اندازه می‌گیرند تا با تقسیم کردن جرم بر حجم، چگالی کانی به‌دست آید. چگالی بیش‌تر کانی‌های سیلیکاتی، که بخشی زیادی از پوسته زمین را می‌سازند، حدود ۵٫۲ تا ۵٫۳ گرم بر سانتی‌مترمکعب است. کانی‌هایی که در ساختمان خود عنصرهای سنگینی مانند سرب و باریم دارند، دارای چگالی بالایی هستند. برای مثال، چگالی گالن (PbS)، حدود ۵٫۷ گرم بر سانتی‌مترمکعب است. نام‌گذاری کانی‌ها بیش‌تر کانی‌ها نام‌های کهن گرفته شده از واژگان یونانی و رومی را دارند. برخی کانی‌ها نیز به نام کاشفشان یا برای قدردانی از کوشش‌های دانشمندان بزرگ نام‌گذاری شده‌اند. به طور کلی نام کانی‌ها به روش‌های زیر برگزیده شده‌است: نام برخی کانی‌ها بسیار کهن است و هنوز دلیل نامیده شدن به چنین نام‌هایی را به درستی نمی‌دانیم؛ مانند کوارتز. گرفته شده از نام کاشفشان کانی‌ها: مانند کانی کوولیت که از نام کوولی، کانی‌شناس ایتالیایی گرفته شده‌است. نام جایی که نخستین بار کانی در آن‌جا پیدا شده‌است: مانند آرگونیت از آرگون در اسپانیا. برخی کانی‌ها نام‌های افسانه‌ای دارند: مانند مارتیت از مارس (خدای جنگ) گرفته شده‌است. ترکیب شیمیایی: مانند کانی سیدریت که از سیدروس به معنای آهن گرفته شده‌است. ویژگی‌های فیزیکی: مانند کانی باریت که از باروس به معنای سنگین گرفته شده‌است. نوع کاربرد کانی: مانند کانی نفریت که از نفرون به معنی کلیه‌ها گرفته شده‌است زیرا این کانی برای درمان آسیب‌های کلیه سودمند است. رنگ: مانند کانی الوین به معنای کانی سبز زیتونی. برخی کانی‌ها نام‌های محلی دارند که اکنون جنبه جهانی پیدا کرده‌است: مانند کرندوم و سافیر که نام هندی این کانی‌ها است. کوارتز هالیت کانی‌هایی با نام‌های ایرانی بیرونیت (Birunite) سیلیکات کلسیم و کربنات کلسیم آب‌دار. این کانی در سال ۱۹۵۷ میلادی کشف و به افتخار دانشمند ایرانی، ابوریحان بیرونی نام‌گذاری شد تا بزرگ‌داشتی بر پژوهش‌های وی درباره کانی‌ها و سنگ‌ها باشد. آویسنیت (Avicennite) اکسید تالیم و آهن. این کانی در سال ۱۹۵۸ میلادی کشف شد و به افتخار دانشمندایرانی، پورسینا، نام‌گذاری شد. پورسینا نخستین طبقه‌بندی کانی‌ها را در کتاب شفا آورده‌است. تالمسیت (Talmessite) آرسنات آب‌دار کلسیم، منیزیم و باریم. این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۰ در معدن قدیمی تالمسی در کنار روستایی به همین نام در انارک یزد کشف کردند و نام این معدن را بر آن گذاشتند. این کانی ویژگی فلوئورسان دارد و رنگ آن بی‌رنگ تا سبز می‌شود. ایرانیت (Iranite) کرومات سرب آب‌دار. این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۳ در یکی از معدن‌های قدیمی سه‌برز در شمال غربی انارک کشف کردند و نام ایرانیت را بر آن نهادند. این کانی زرد زعفرانی و دارای جلای شیشه‌ای، در پیرامون نایبندان نیز یافت می‌شود. خونیت (Khuniite) کرومات سرب، روی و مس. این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۰ میلادی در معدن قدیمی خونی در شمال انارک کشف کردند. این کانی، به کانی ایرانیت شباهت زیادی دارد، اما رنگ زرد آن به قهوه‌ای گرایش دارد. انارکیت (Anarakite) کلریدِ بازیِ روی و مس. این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همین بخش را بر این کانی سبز رنگ نهادند. خادمیت (Khademite) سولفاتِ بازی و آب‌دار آلومینیوم. این کانی را باریان، برتلون و صدرزاده در ساغند یزد کشف کردند و به افتخار نصرالله خادم، ریاست آن زمان سازمان زمین‌شناسی ایران، نام‌گذاری کردند. طبقه‌بندی طبقه‌بندی کانی‌ها ممکن است برپایه چگونگی شکل‌گیری آن‌ها انجام شود. بر این اساس، آن‌ها را به کانی‌های آذرین، رسوبی و دگرگونی طبقه‌بندی می‌کنند. روش دیگر برای طبقه‌بندی کانی‌ها، توجه به ترکیب شیمیایی آن‌ها است که در این جا مورد توجه‌است. سلیکات‌ها نوشتار اصلی: کانی‌های سیلیکات از ترکیب شدن سیلیسیم، اکسیژن و یک یا چند فلز به‌دست می‌آیند. و دو دسته‌اند: سیلیکات‌های تیره (دارای آهن و منیزیم): مانند الوین، پیروکسین، آمفیبول، میکای سیاه، تورمالین، تالک، سرپانتین و آزبست. سیلیکات‌های روشن (بدون آهن و منیزیم): مانند کوارتز، فلدسپات، میکای سفید و کائولینیت. سولفات ها از ترکیب شدن اکسیژن، گوگرد و یک یا چند فلز به دست می‌آیند. حدود ۱۵۰ کانی از این گونه وجود دارد مانند: انیدریت، ژیپس، باریت و آلونیت. کربنات‌ها از حل شدن دی‌اکسید کربن در آب باران، اسیدکربنیک به‌دست می‌آید و این اسید یون بی‌کربنات را به‌وجود می‌آورد. از ترکیب شدن این یون با یون‌های مثبت فلزی، حدود ۷۰ گونه کانی کربناتی به‌وجود آمده‌است. کلسیت، دولومیت، منیزیت، سیدریت، اسمیت سونیت، سروزیت و مالاکیت از آن جمله‌اند. فسفات‌ها از ترکیب شدن فسفر، اکسیژن و یک یا چند فلز به‌دست می‌آیند. آپاتیت و فیروزه نمونه‌هایی از این دسته‌اند. هالیدها ترکیب‌های گوناگونی از هالوژن‌ها، مانند کلر، فلئور، برم و ید با یک فلز هستند. مانند: هالیت، سیلویت و فلئوریت از این دسته‌اند. سولفیدها ترکیبی از گوگرد با یک فلز هستند. بیش از ۲۰۰ نوع سولفید در طبیعت پیدا شده که گالن، پیریت، اسفالریت و کالکوسیت از آن جمله‌اند. اکسیدها این کانی‌ها از ترکیب شدن اکسیژن با یک فلز به دست می‌آیند. مانند: هماتیت، مانیتیت، لیمونیت و کورندوم از این دسته‌اند. عنصرها از بین همه عنصرهایی که در زمین پیدا می‌شود، فقط حدود ۲۰ عنصر به صورت خالص می‌تواند سازندهٔ کانی باشند. طلا، نقره، مس، کربن و گوگرد از این دسته‌اند. کاربرد کانی‌ها کانی‌ها در آغاز به همان صورت که از پوستهٔ زمین به‌دست می‌آمدند، به کار می‌رفتند. برخی از این کانی‌ها که بلورهای ظریف و پایدار در برابر فرسایش داشتند، پس از صیقل‌کاری و تراش خوردن، به عنوان آرایش به کار می‌رفتند. به این کانی‌ها، سنگ‌های قیمتی یا جواهر می‌گوییم. الماس، فیروزه، یاقوت کبود، زمرد، زبرجد، لعل، چشم گربه، عقیق، مروارید، و دُرّ کوهی از مهم‌ترین کانی‌های گران‌بها هستند. امروزه بیش از ۴۰ نوع کانی و صدها ترکیبی که از آن‌ها به‌دست می‌آید، در صنعت کاربرد دارند. در ادامه به برخی از این کاربردها اشاره می‌شود: الیوین: جواهر و مواد دیرگداز. پیروکسن: جواهر، به‌دست آوردن فلزهای کمیاب. آمفیبول: جواهر، پارچه مقاوم در برابر آتش و مواد دیرگداز. میکا: عایق الکتریکی در رادیو، تلویزیون و دیگر دستگاه‌های الکتریکی، شیشه دریچه کوره‌های ذوب فلز، کاغذ دیواری، لاستیک‌سازی، کاغذ معمولی، رنگ روغن نسوز، طلق سماور و چراغ آشپزخانه. تورمالین: الکترونیک، به‌دست‌آوردن بُر، جواهر. تالک: کاغذسازی، نساجی، لاستیک سازی، صابون خیاطی، صفحه‌کلیدبرق، سرامیک‌سازی، حشره‌کش، عایق پشت بام، پودر بچه و مواد آرایشی. سرپانتین: سنگ روکار ساختمان، مواد دیرگداز، به‌دست آوردن منیزیم. آزبست: پارچهٔ نسوز، توری چراغ، عایق حرارتی، لنت ترمز، لوله و ورقه‌های سیمانی. کاربرد آن به دلیل نقش آن در بروز بیماری در شُش‌ها، ممنوع شده‌است. کوارتز: ساعت‌سازی، ابزارهای نوری و اخترشناسی، کاغذ، شیشه، سمباده و جواهر. ارتوزها: لعاب چینی و کاشی. پلاژیوکلاز: جواهر و نمای ساختمان. کائولینیت: ظرف چینی، کاغذ، رنگ و پلاستیک. ژیپس: ساختمان‌سازی، مجسمه‌سازی، کاغذ، کُندکننده در سیمان پورتلند، افزایش باروری خاک، بتونه نقاشی و برای رشد مخمرها در صنعت غذا. باریت: دارو، عکس‌برداری از لوله گوارش، رنگ، پلاستیک، مواد عایق، کاغذ و گِل حفاری. کلسیت: سنگ نمای ساختمان، مجسمه‌سازی، سیمان، تصفیه آب، شیشه‌سازی، چرم‌سازی، ابزارهای نوری برای ایجاد نور پلاریزه، کاغذسازی، کشاورزی و ذوب فلزها. دولومیت: ساختن آجر برای آستر کوره‌های حرارتی و سیمان پورتلند. منیزیت: آجر نسوز، به دست آوردن منیزیم زرنیخ: پزشکی، رنگ سازی، حشرهکش و تهیه ارسنیک. آپاتیت: کودهای شیمیایی و اسیدفسفریک. مالاکیت: مواد آرایشی، نمای درونی ساختمان و تهیه مس. هالیت: سدیم و کلر، شوینده‌ها، پارچه‌بافی، چوب بری، رنگرزی، چرم سازی، کودسازی، نگهداری مواد غذایی و خنک کنندهٔ موتور یخچال. سیلویت: به دست آودرن پتاسیم و کلر و کود شیمیایی. فلوئوریت: ذوب فلزها و ابزارها نوری. گوگرد: اسیدسولفوریک، لاستیک سازی، نساجی، دباغی، رنگ سازی، کاغذسازی، مواد منفجره، کبریت سازی، سم دفع آفت، کود و حشره‌کش. طلا: جواهر، سکه، دندان، ترانزیستورها و دیودها، هواپیماسازی، صنعت فضا وکاتالیزور فرایندهای شیمیایی. نقره: جواهر، سکه، کاغذسازی و کاتالیزور فرایندهای شیمیایی. مس: صنعت الکتریکی و الکترونیک، لوله سازی، سکه، ظرف، آلیاژ، رنگ آب و سبز، آبکاری، مواد آرایشی، فرایندهای شیمیایی و محلول شوایتزر(حلال سلولز پنبه). الماس: جواهر، ابزار برنده و سایند و سرمته ی حفاری. گرافیت: ساختن بوته کوره‌های فولادسازی، رنگ سازی، صنعت برق، نیروگاه‌های هسته‌ای، واکس و مدادسازی. از بسیاری از کانی‌ها نیز فلزهای مهمی به دست می‌آید یا در فرآیند تولید فلز به کار می‌روند: سیدریت، مانیتیت، هماتیت و لیمونیت (آهن)، اسمیت سونیت و اسفالریت(روی)، سروزیت و گالن (سرب)، کالکوسیت، کالکوپیریت و کوپریت(مس). جستارهای وابسته زمین‌شناسی کانی‌های سیلیکات منبع در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ کانی موجود است. حسینی، احمد. کانی‌ها. انتشارات مدرسه ی برهان، ۱۳۸۲ محمدی، مهین. بلورشناسی هندسی. دانشگاه پیام نور، ۱۳۷۱ مدنی، حسن. کانی‌ها را بشناسیم. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۶۶ سورل، چارلز. کانی‌های جهان. محمود بهزاد. سازمان محیط زیست، ۱۳۶۰ زاوش، محمد. کانی شناسی در ایران قدیم، ۱۳۵ آ آبرناتیت • آپاتیت • آپوفیلیت • آتاکامیت • آدامیت • آدلیت • آدولر • آراگونیت • آرسنوپیریت • آرسنیت • آرفودسونیت • آزوریت • آستروفیلیت • آکانتیت • آکروئیت • آکسینیت • آکمیت • آگمارین • آلاباندیت • آلانیت • آلبیت • آلکساندریت • آلماندین • آلمونتیت • آلوفان • آلوموهیدروکلسیت • آلومینیت • آلونژن • آلونیت • آمازونیت • آمبلی گونیت • آمپلکتیت • آمفیبول • آمیانت • آمیتیست • آناتاز • آنتلریت • آنتوفیلیت • آنتی گوریت • آنتیموان • آندالوزیت • آندرادیت • آنکریت • آنگلزیت • آنورتیت • آهن • آونتورین • آمالگام نقره • آنابرژیت • آناتاز • آنالسیم • آندزین ا ابسوورمبخیت • ابناکیت • ابوریت • اپسونیت • اپیستیلبیت • اتاویت • ادینگتونیت • اریتریت • اسپانگولیت • اسپریلیت • اسپسارتیت • اسپودومن • اسپینل • استانیت • استرنژیت • استرونتیانیت • استفانیت • استورولیت • استیبیکونیت • استیبین • استیکتیت • استیلبیت • اسفالریت • اسکاپولیت • اسکرودیت • اسکوترودیت • اسکورزالیت • اسلاوی کیت • اسمیت زونیت • اکتینولیت • اکومینیت • اگزنیت • الکزیت • الماس • الماندین • الیونیت • انستاتیت • انیدریت • انیکس • اوانسیت • اوپال • اوپال آتشی • اوپال لیگنوس • اوپال نوبل • اوتونیت • اودیالیت • اورانولیت • اورانینیت • اوری کلسیت • اوژیت • اوکنیت • اولمانیت • اولیگوکلاز • اولیوین • اومانژیت • اونکیت • ایدریالیت • ایلمنیت • ایلوائیت • ایندریت • اینه زیت • اینیوئیت • ائوژیرین • ائوکروئیت اپیدت • اسفالریت • البائیت • انارژیت • اوپال آتشی • اوپال سفید شیری • اوپال کامون • اوپال • اوکلاز ب باریتین • باستانائزیت • باونیت • بایل دونیت • بتافیت • برازیلیانیت • براسیت • براکس • برانریت • براووئیت • برتراندیت • برزلیانیت • بروسیت • بروکانتیت • برونزیت • برونیت • بریل • بریل طلائی • بلور سنگ • بنی توئیت • بودانتیت • بورنونیت • بورنیت • بوره • بوکوفسکیئیت • بولانژریت • بولئیت • بوهمیت • بیتونیت • بیسموت • بیسموتینیت • بیسمیت • بیکس بایئیت • بیندهیمیت • بیوتیت • باریتوکلسیت • بازیت • بتریوژن • برتیئریت • بلور سنگ • بوهمیت پ-د پ پاپاگوئیت • پارا راملسبرژیت • پالی گورسکیت • پتالیت • پتزیت • پراس یا پراز • پراوسکیت • پرهنیت • پروزوپیت • پریسئیت • پسیلوملان • پکتولیت • پلاتنریت • پلاتین • پلاژیوکلازها • پلاژیونیت • پلاسما • پلامبوگومیت • پلی بازیت • پلی هالیت • پنین • پورپوریت • پومپلیت • پیرارگیریت • پیرسئیت • پیروپ • پیروتیت • پیروفانیت • پیروکلر • پیرولوزیت • پیرومرفیت • پیریت • پیزانیت • پیکنیت • پراس • پروستیت • پلمبوژاروسیت • پلئوناست • پنتلاندیت • پوسن ژاکیت • پوولیت • پیروفیلیت ت تالک • تامسونیت • تانتالیت • تانزانیت • تائوماسیت • تترادیمیت • تترائدریت • ترمولیت • ترونا • تریپلیت • تریدیمیت هگزاگونال • تفروئیت • تلور • تنانتیت • توپاز • توربرنیت‏ • تورت وئیتیت • تورکوآز • تورمالین • توریانیت • توریت • تورینژیت • توگتوپیت • تولیت • تیتانیت • تیرولیت • تیه مانیت • تیویامونیت • تنوریت ج جمسونیت • جیوه چ چرمیژیت • چشم پلنگ • چشم عقاب • چشم گربه د داتولیت • دانبوریت • دانموریت • داوسونیت • دراویت • دسکلویزیت • دل وکسیت • دمانتوئید • دمیکیت • دولومیت • دومورتیریت • دویلین • دیادوکیت • دیافوریت • دیسکرازیت • دیکیت • دیوپتاز • دیوپسید • دیکیت ر-ژ ر رالگار • رامسدلیت • راملسبرژیت • رآلگار • رمزیئیت • رنیریت • روبلیت • روبیس • روتیل • رودوکروزیت • رودونیت • روزازیت • رومئیت • ریپیدولیت ز زاراتیت • زبرجد هندی • زرنیخ • زرنیخ • زمرد • زنسیت • زوئیزیت • زیرکن • زینکنیت • زینوالدیت ژ ژادئیت • ژارگون • ژاروسیت • ژاکوبسیت • ژرسدورفیت • ژرمانیت • ژرمژوئیت • ژهلنیت • ژوردانیت • ژیپس • ژیپسیت • ژیسموندیت • ژوهانسنیت س-ع س ساپونیت • ساردوئین • ساژنیت • ساسولیت • سافیر • سافیرین • سانیدین • سپکولاریت • سپیولیت • سرپانتین • سروانتیت • سروزیت • سزبلیت • سکانینائیت • سلستین • سلمیاک • سلنیم خالص • سنارمونتیت • سنگ قولنج • سنگ نمک • سودومالاکیت • سیانوتریکیت • سیترین • سیدروناتریت • سیریلوویت • سیژنیت • سیکلریت • سیلندریت • سیلوانیت • سیلویت • سیلیمانیت • سینابر • سافلوریت • سمسیئیت • سودالیت • سیدریت ط طلا ع عقیق ف-گ ف فارماکوسیدریت • فارماکولیت • فرّی مولیبدیت • فرانکلینیت • فرانکئیت • فربریت • فسفوسیدریت • فسفوفیلیت • فناسیت • فوسژنیت • فیبروفریت • فیلیپسیت • فیروزه • فاسائیت • فلئوریت ک کابرریت • کاچولونگ • کارنوتیت • کازولیت • کاسیتریت • کاکوگزن • کالاوریت • کالکانتیت • کالکواستیبیت • کالکوپیریت • کالکوزین • کالکوفیلیت • کالومل • کامرریت • کانکرینیت • کرندون • کرنریت • کرنیت • کروسیدولیت • کروکوئیت • کروم دیوپسید • کرومیت • کروهنکیت • کریزوبریل • کریزوپراس • کریزوتیل • کریزوکل • کریزولیت • کریستوبالیت • کریولیت • کلرادوئیت • کلریت • کلریتوئید • کلسیت • کلوآنتیت • کلورآرژیریت • کلوستالیت • کلومبیت • کلینوپتیلولیت • کلینوکلاز • کلینوکلر • کلئوفان • کندرودیت • کنلیت • کهربا • کوارتز • کوارتز دودی • کوارتز گل صورتی • کوبالتیت • کوپروسکلودوفسکیت • کوپریت • کوپیاپیت • کوتناهوریت • کورن والیت • کورنالین • کورنروپین • کوریت • کوزالیت • کوکیمبیت • کولمانیت • کومینگتونیت • کونزیت • کوولین • کیاستولیت • کیزریت • کائولینیت • کوردیریت • کولمانیت • کارفولیت • کارنالیت • کامپیلیت • کاینیت • کونزیت • کیانیت گ گارنت • گارنیئریت • گالن • گاهنیت • گرافتونیت • گرافیت • گروسولار • گملینیت • گوتیت • گودموندیت • گوشنیت • گوگرد • گویازیت • گرینوکیت • گزانتوکنیت • گزنوتیم ل-ن ل لابرادوریت • لازوریت • لازولیت • لانژیت • لاوندولانیت • لپیدوکروسیت • لپیدولیت • لکوسافیر • لگراندیت • لودویژیت • لوزونیت • لوسیت • لومونتیت • لیبتنیت • لیدهیلیت • لیروکونیت • لیمونیت • لیناریت • لینئیت • لیوینگ ستونیت • لولینژیت م مارکارسیت • مارگاریت • مارماتیت • مالاکیت • متا-اوتونیت • متاسینابر • مترامیت • مزولیت • مس • مسلیت • مگنزیت • ملان تریت • ملیت • موردنیت • مورگانیت • مورنوسیت • موریون • موسکویت • مولیبدنیت • مونازیت • مونتموریونیت • میارگیریت • میرابیلیت، نمک گلوبر • میکروکلین • میکرولیت • میکزیت • میلاریت • میلریت • میمتیت • مینیولیت • مینیوم • میکا • متا توربرنیت • مگنتیت • منگانیت • میکروکلین • میلیلیت ن ناتروژاروسیت • ناترولیت • ناترون • ناکریت • ناگی آژیت • نپتونیت • نفریت • نفلین • نقره • نمالیت • نوزآن • نونترونیت • نیتروناتریت • نیجریت • نیکل • نیکلین و-ی و واریسیت • والانتینیت • وانادینیت • واولیت • ورتزیت • وردلیت • ورمیکولیت • وزوویانیت • وزیگنیئیت • ولاستونیت • ولتائیت • ولفونیت • وولّیت • وی ویانیت • ویتریت • ویتیکنیت • ویله میت • ولفرامیت • ویلیومیت ه هارموتوم • هالوتریکیت • هالویزیت • هالیت • هاوئریت • هائوئین • هدانبرژیت • هدیفان • هسونیت • هسیت • هلیو دور • هلیوتروپ • هماتیت • همی مورفیت • هوبنریت • هوپئیت • هوسمانیت • هولاندیت • هیاسنیت • هیالوفان • هیپرستن • هیدروزنسیت • هیدروفان • هیدرومگنزیت • هیروفسکیت • هدروشیت ی یدآرژیریت • یوواروویت • یوویت

 
6 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 14:6 ::  نویسنده :

کانی علوم طبیعت > زمین شناسی > کانی شناسی کانی‌ عبارت از عنصر یا ترکیبات شیمیایی همگنی است که بطور طبیعی در زمین یافت می‌شود. ترکیب شیمیایی کانی‌ها معین است، و معمولا متبلورند. خواص فیزیکی کانی‌ها در حدود مشخص ممکن است تغییر کند. هر کانی دارای مشخصات ویژه و انحصاری مانند سیستم تبلور ، سختی ، کلیواژ ، جرم مخصوص ، رنگ و... می‌باشد. در بعضی از کانی‌ها ، اتم بعضی از عناصر ساختمان بلوری قابل تعویض با اتم‌های هم اندازه از عناصر دیگر می‌باشد. به عنوان مثال می‌توان جانشینی آهن و منیزیم بجای هم در پیروکسن‌ها را نام برد. تبلور معمولا کانی‌ها بصورت اشکال منظم هندسی متبلور می‌شوند که به آنها بلور می‌گویند. بلور را می‌توان به عنوان جسمی که دارای ساختمان اتمی منظم است، تعریف کرد. هرگاه بلور را بطور مداوم به قطعات کوچک تقسیم کنیم‏، به جایی می‌رسیم که دیگر قابل تقسیم کردن نیست. این جز کوچک غیر قابل تقسیم ، معمولا دارای شکل هندسی منظم است که اتم‌های تشکیل دهنده بلور در رئوس ، مراکز سطوح ، وسط یال‌ها و یا مرکز آن قرار دارند و به نام واحد بلور یا سلول اولیه خوانده می‌شود. هر جسم متبلور از پهلوی هم قرار گرفتن تعداد زیادی سلول اولیه تشکیل شده است که به نام شبکه بلور نامیده می‌شود. بسته به عناصر قرینه‌ای که در سلول اولیه وجود دارد، اجسام متبلور را به 7 سیستم شامل سیستم مکعبی ، تتراگونال ، تری گونال ، هگزا گونال ، ارتورومبیک ، مونوکلینیک و تری کلینیک تقسیم می‌کنند. خواص عمومی کانی‌ها سختی سختی را می‌توان به صورت مقاومت کانی در برابر خراشیده شدن تعریف کرد. در کانی شناسی ، سختی یک جسم را با جسم دیگر می‌سنجند. طبق تعریف اگر جسمی ، جسم دیگر را مخطط کند از آن سخت تر است. برای سنجش سختی کانی‌های مختلف 10 کانی را به عنوان مبنای سختی انتخاب کرده‌اند و سختی سایر کانی‌ها را نسبت به آنها می‌سنجند. این مقیاس به نام مقیاس موس معروف است. کانی تالک ژیپس کلسیت (فلوئورین آپاتیت ارتوز کوارتز توپاز کرندوم الماس درجه سختی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 کلیواژ برخی از بلورها در امتدادهای بخصوصی به آسانی و به صورت سطوح صاف شکسته می‌شوند. این سطوح به نام سطوح رخ یا کلیواژ خوانده می‌شود. باید توجه داشت که سهولت شکستن کلیواژ در کانی‌های مختلف متفاوت است و حتی ممکن است یک کانی دارای امتداد کلیواژهای مختلف باشد. جرم مخصوص جرم مخصوص به علت ناخالصی‌های موجود در کانی ثابت نیست و همیشه مقدار آن بین دو حد در نظر گرفته می‌شود. جرم مخصوص یکی از مشخصات مهمی است که توسط آن می‌توان نوع کانی را مشخص کرد. رنگ رنگ کانی‌ها معمولا خیلی متغیر است و بسته به عوامل فیزیکی و شیمیایی در حد وسیعی تغییر می‌کند. بطوری که نمی‌توان آن را جز مشخصه‌های اصلی در نظر گرفت. ولی رنگ خاکه کانی یعنی رنگی که در اثر مالش آن با یک صفحه چنین حاصل می‌شود، نسبتا ثابت تر است و در خیلی موارد به شناسایی کانی کمک می‌کند. جلا اشعه‌ای که در سطح کانی منعکس می‌شود منظره ویژه‌ای به آن می‌دهد که به نام جلای کانی خوانده می‌شود. جلای کانی به خواص سطح و قدرت جذب آن بستگی دارد و به انواع فلزی ، الماسی ، شیشه‌ای ، صمغی ، مومی ، صدفی ، چرب و ابریشمی تقسیم می‌شود. خواص مغناطیسی بعضی از کانی‌ها دارای خواص آهنربایی طبیعی‌‌اند که کمک موثری در شناسایی آنها بشمار می‌رود. خواص شیمیایی از خواص شیمیایی کانی‌ها نیز می‌توان برای شناسایی آنها استفاده کرد. از جمله این خواص می‌توان قابلیت انحلال کانی در آب و محلول‌های شیمیایی ، تشکیل املاح با اسیدها و بازها و ... نام برد. انواع کانی از نظر نحوه تشکیل کانی اولیه یا درون زاد کانی‌های درون زاد همان طور که از نامشان پیدا است، در درون زمین یعنی کیلومترها زیر زمین تشکیل شده‌اند. ماده اصلی تشکیل دهنده کانی‌های درون زاد و بطور کلی مادر همه کانی‌ها جسم سیال خمیر مانندی است که به نام ماگما خوانده می‌شود. با توجه به نحوه تشکیل کانی‌‌های مختلف از ماگما ، می‌توان مراحل مختلفی برای تشکیل کانی‌ها تشخیص داد که این مراحل شامل مراحل ماگمایی اولیه ، پگماتیتی ، پنوماتولیتیک و گرمابی است. کانی‌های ثانویه یا برون زاد این کانی‌ها از تغییر و تبدیل کانی‌های اولیه یا درون زاد بوجود می‌آیند. کانی‌های اولیه عموما در شرایط فشار و درجه حرارت بالا تشکیل شده‌اند و به همین خاطر این کانی در شرایط سطح زمین که متفاوت با شرایط تشکیل آنها می‌باشد چندان سازگار نیستند. کانی‌های اولیه برای سازگار شدن با شرایط سطح زمین ، خرد و تجزیه شده و به کانی‌های ثانویه یا برون زاد تبدیل می‌شوند. فرآیندهای مختلفی همچون هوازدگی ، رسوبی و بیولوژیکی به تشکیل کانی‌های ثانویه کمک می‌کنند. کانی‌های دگرگونی تغییر مشخصات کانی‌ها و سنگ‌ها در اثر حرارت و فشار ، دگرگونی نامیده می‌شود. در اثر دگرگونی کانی‌ها ممکن است شکل بلورین اولیه خود را از دست داده و به شکل جدیدی متبلور شوند. البته تغییر تبلور کانی‌ها در جهتی است که با شرایط جدید سازگار باشند. ضمن تغییرات دگرگونی ممکن است ترکیب شیمیایی کانی‌ها نیز عوض شده و عناصری از ساختمان آن خارج و یا به آن وارد شوند. دگرگونی به سه نوع مجاورتی ، ناحیه‌ای و حرکتی تقسیم می‌شود که درطی هر یک از این دگرگونی‌ها کانی‌های مختلفی بوجود می‌آید. انواع کانی‌ها تاکنون سه هزار کانی در دنیا شناخته شده است. برای مطالعه آنها ابتدا باید به طریقی آنها را طبقه بندی کرد. اولین طبقه بندی نسبتا علمی کانی‌ها را ابوعلی سینا ، دانشمند ایرانی انجام داده است. در این تقسیم بندی کانی‌ها به چهار گروه اصلی سنگ‌ها و مواد خاکی ، مواد سوختنی ، نمک‌ها و فلزات تقسیم می‌شدند. امروزه کانی‌ها را بر اساس نحوه تشکیل ، ترکیب شیمیایی و ساختمان آنها طبقه بندی می‌کنند. بر اساس ترکیب شیمیایی و ساختمان داخلی کانی‌ها می‌توان آنها را به انواع زیر تقسیم کرد. کانی‌هایی که دارای اتم های آزاد بوده و شامل کانی‌هایی هستند که بطور آزاد و به شکل عنصر در طبیعت یافت می‌شوند. کانی‌هایی که از ترکیب کاتیون‌ها با آنیون‌های ساده تشکیل شده‌اند و شامل سولفورها ، هالیدها و اکسیدها هستند. نامگذاری کانی‌ها کانی‌ها عموما اسامی ناآشنا دارند و تنها عده معدودی از آنها دارای نام ایرانی هستند. اسامی کانی‌ها بر اساس یک سری ضوابط و قوانین بین المللی تعیین می‌شود که عبارتند از: نام عده زیادی از کانی‌ها در واقع اسم محلی است که برای اولین بار در آنجا پیدا شده‌اند و به انتهای نام منطقه پسوند ایت اضافه شده است. به عنوان مثال ایلمنیت از نام کوههای ایلمن واقع در اورال و تیرولیت از تیرول که محلی در اتریش است گرفته شده است. نام بعضی از کانی‌ها از اصطلاحات خاص بعضی کشورها گرفته شده است. مثلا سافیر از اصطلاحات محلی هندوستان است. نام عده دیگری از کانی‌ها از رنگ آنها در زبان یونانی گرفته شده است. مثلا هماتیت به معنی قرمز خونی، آزوریت به معنی آبی رنگ ، کلریت به معنی سبز رنگ و آلبیت به معنی سفید رنگ است. بعضی از کانی‌ها نام خود را از خواص ویژه‌ای که داشتند گرفته‌اند. مثلا دیستن ، در زبان یونانی به معنی دارای «دو سختی» است. نام بعضی از کانی‌ها مربوط به عناصر موجود در آنهاست. مثلا نیکلین دارای نیکل و کوپریت دارای مس است. نام بعضی از کانی‌ها از اسم محققینی که آنها را برای اولین بار یافته‌اند مشتق شده است. مثلا براگیت به نام کاشف آن «براگ» و بیرونیت به نام یابنده آن ابوریحان بیرونی و ... گرفته شده است. سیدامیرحسین نبی پور

 

 

 

آیا می دانید تقریبا یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد ؟
آیا می دانید ۳۰ برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند ؟
آیا می دانید با یک مداد می توان خطی به طول ۵۶ کیلومتر کشید ؟
آیا می دانید عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیواکتیو تاثیری بر آنها ندارد ؟
آیا می دانید عقرب ها دو دشمن دارند که یکی از آن ها یک نوع سار و دیگری مگس است ؟

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...
 

 

 

آیا می دانید تقریبا یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد ؟
آیا می دانید ۳۰ برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند ؟
آیا می دانید با یک مداد می توان خطی به طول ۵۶ کیلومتر کشید ؟
آیا می دانید عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیواکتیو تاثیری بر آنها ندارد ؟
آیا می دانید عقرب ها دو دشمن دارند که یکی از آن ها یک نوع سار و دیگری مگس است ؟

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...
 
3 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 20:8 ::  نویسنده :

این سیاره دومین سیاره نزدیک به خورشید است و نزیک ترین سیاره به زمین و داغ ترین سیاره ی منظومه ی شمسی است،چون جو این سیاره مانند یک پتو عمل می کند و از آن جایی که خیلی جو غلیظی دارد گرمایی که از خورشید دریافت می کند را بیشتر در خود نگه می دارد در نتیجه بسیار گرم است. گرم بودن آن به حدی است که تحقیقات جدید نشان می دهد ارتفاعات سیاره زهره با شبنمی از جنس فلزات سنگین پوشیده شده است.

دمای سطح سیاره زهره در حالت طبیعی به اندازه ای است که فلز سرب در آن ذوب می شود.
این فلزات مذاب تبخیر می شوند و در ارتفاعات سیاره که دما کمتر است به صورت شبنم روی کوهها می نشینند. دانشمندان عقیده دارند براق بودن سطح زهره هم دقیقا به دلیل وجود شبنم همین فلزات سنگین است.
اگر در مدتی از سال(که در هر سال متغیر است) به زهره نگاه کنیم حتی از پرنورترین ستاره ی نیم کره ی شمالی هم پرنورتر است و حتی وقتی به پرنورترین حالت خود می رسد در روز هم قابل مشاهده است و اگر آن را با تلسکوپ نسبتا قوی مشاهده کنیم می بینیم که مانند ماه اهله دارد یعنی این که در طول مدت زمانی مشخص قطر آن از دید ما که در زمین ایستاده ایم تغییر می کند مثل ماه که بعضی وقت ها هلال و بعضی وقت ها قرصی کامل از آن مشخص است.
زهره یک بار در ۱۹ خرداد ماه ۱۳۸۳ سیاره زهره پس از ۱۲۲ سال مجددا از برابر خورشید گذشت و منظره ای زیبا از صف بندی سیارات در منظومه شمسی را به نمایش گذاشت. به این پدیده "گذر" می گویند.
شاید برخی از شما در اخبار شنیده باشید که مثلا امشب اختفای زهره و ماه رخ خواهد داد. یکی از پدیده هایی که در طول سال خیلی رخ می دهد اختفاء است. اختفاء زمانی رخ می دهد که از دید ناظر زمینی یک جسم آسمانی که در ظاهر بزرگتر است از مقابل جسمی که کوچکتر است عبور کند یعنی در مدت زمانی جسم کوچکتر پشت جسم بزرگتر پنهان خواهد شد.
یکی دیگر از رویدادهای نجومی که می تواند رخ بدهد مقارنه نام دارد. در این حالت مرکز خورشید و زهره (یا عطارد) و زمین در یک راستا قرار می گیرد به صورتی که زهره بین زمین و خورشید باشد. به این حالت مقارنه می گویند.

 
3 اسفند 1390(بازدید ),
 
:: 19:50 ::  نویسنده :

سیاره ی تیر یا عطارد

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است. از اینرو ، دمای آن در روز به 400 درجه سانتیگراد می‌رسد. در این دما سرب هم ذوب می‌شود. شبها دما افت می‌کند و احتمالا تا 200 درجه سانتیگراد پایین می‌آید. عطارد جو ندارد و نمی‌تواند گرما را نگه دارد. از اینرو دمای شب و روز آن تفاوت زیادی باهم دارند. یک بار چرخش آن به دور خود 59 روز و یک بار گردش آن به دور خورشید 88 روز طول می‌کشد. مدار عطارد کاملا به شکل بیضی است و در نتیجه فاصله آن از خورشید بین 47 تا 69 میلیون کیلومتر تغییر می‌کند.

تیر(یا عطارد)، Mercu]y اندکی از ماه بزرگتر تیر تندروترین سیارهٔ سامانه خورشیدی است که با سرعتی حدود ۴۸ کیلومتر در ثانیه،هر۸۸ روز یک بار خورشید را دور می زند.از این رو سیاره ای گریزپاست که دیدنش آسان نیست و به همین دلیل است که شاید،ایرانیان باستان آنرا "تیر" نامیده و در یونان "مرکوری" یا "پیک خدایان" لقبش داده بودند.

"مرکوری" در ادبیات افسانه ای یونان و روم،خدای سخن وری و نویسندگی و "عطارد" در ادبیات فارسی و عربی،"دبیر فلک" نیز خوانده شده است.

سیاره عطارد (سیاره تیر) با فاصلهٔ ۵۷ میلیون و ۹۲۴ هزار کیلومتری،نزدیکترین سیاره منظومه شمسی به خورشید است و کم ترین مسافتی که با زمین پیدا می کند،به ۸۰ میلیون کیلومتر می رسد. به خاطر نزدیکی این سیاره به خورشید اگر در طرف رو به خورشید آن (بخشی که روز است) قرار بگیرید به راحتی در دمای ۴۶۵‌ سانتیگراد پخته خواهید شد و به علت حرکتی وضعی آرامش اگر در طرف شب آن قرار بگیرید آن قدر سرد خواهد شد که در دمای ۱۴۸- سانتیگراد به راحتی مرگ را بر اثر یخ بستن تجربه میکنید.گردش وضعی این سیاره،حدود دو ماه طول می کشد و از این رو،گرم شدن آن در روز و سرد شدنش در شب دیرپاست.

حفره های کوچک ویا بزرگ بسیاری در سطح سیارهٔ تیر دیده می شود که حکایت از برخورد شهاب سنگ کوچک و بزرگ دارد البته قطر برخی از دهانه ها به ده ها کیلومتر می رسد. برخی از این دهانه ها محل خروج مواد مذاب است که امروزه با سنگهای مذاب پر شده اند و مانند کوه های آتشفشانی هستند.به خاطر دهانه‌های آتشفشانی و آبگیرها خیلی شبیه کره ماه است. دانشمندان تصور می‌کردند که فعالیتهای آن مانند کره ماه است. اما اکنون می‌دانیم که سیاره عطارد با کره ماه بسیار متفاوت است.تیر همچون ناهید و ماه،حالت های گوناگونی از هلال تا قرص کامل را به خود می گیرد.قرص کامل،چون در آن سوی خورشید است دیده نمی شود.اما اشکال هلال و نیمهٔ آن به هنگام جلوه های شرقی و غربی،مشاهده می گردند.

سیاره عطارد قمر ندارد. عطارد،کوچک‌ترین سیاره منظومه شمسی است.نیروی جاذبه این سیاره کم و دارای جو ناچیزی است که ۹۸٪ آن از هلیم و بقیه از هیدروژن،اکسیژن و سدیم ساخته شده است.بادهای خورشیدی به شدت به عطارد می‌دمند و این می‌رساند که تقریباً هیچ هوایی در آن وجود ندارد.

این سیاره نیز،مانند سیاره زهره بین زمین و خورشید قرار گرفته و به خاطر این ویژگی،حالاتی را که "گذر"،"جلوه های شرقی و غربی" و... نامیده می شوند،به وجود می آورد.

 

 

موقیت عطارد نسبت به زمین

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است. هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی ظاهر می‌شود. بخاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانه‌ای ، خدای روشنی نامیده شده است. در مواقعی ، عطارد در درخشندگی شبیه زهره می‌شود، اما معمولا بواسطه درخشندگی همسایه‌اش ، خورشید ، ناپدید می‌گردد.

گرانش سیاره

جاذبه سطحی عطارد به قدری ضعیف است که قادر به نگهداری ذرات اطراف خود نیست. در نتیجه عطارد تقریبا فاقد جو است. چگالی فضایی اطر اف عطارد حدود 1000 میلیارد برابر کمتر از چگالی جو زمین است. 

مشخصه‌های فیزیکی

شعاع عطارد 24400 کیلومتر است. جرم آن 33x1023kg می‌باشد که از اختلالات گرانشی بر روی فضاپیما محاسبه شده است. عطارد هیچ قمر طبیعی ندارد. چگالی متوسط آن 5420 کیلوگرم بر متر مکعب می‌باشد که نظیر یک سیاره خاکی است، اما برای اندازه عطارد زیاد است. از آنجا که گرانش کلی عطارد کمتر از زمین است (فشردگی آن کمتر است)، اما چگالی حجمی ‌آن در حدود چگالی حجمی‌ زمین می‌باشد، لذا باید در برگیرنده مقدار بیشتری از فلزات باشد.
حدس می‌زنیم که در داخل عطارد یک گوشته صخره‌ای و یک هسته بزرگ فلزی (شاید نیکل و آهن) وجود داشته باشد. عطارد هوا ندارد. در آن ، پس از سپری شدن روز بی‌درنگ شبی سرد فرا می‌رسد. از اینرو ، سطح آن در نتیجه فرسایش تغییر نمی‌کند. طی هزاران میلیون سال ، سطح عطارد مورد اصابت خرده سنگهای فضایی قرار گرفته است. به علت این بمباران مداوم اکنون سطح سیاره پر از گودال است. کف گودالها پوشیده از گرد و غباری است که از متلاشی شدن این خرده سنگها به‌وجود آمده است.

میدان مغناطیسی

درسال 1974 میلادی (1353 شمسی) سفینه ی فضایی مارینر10 از کنار عطارد گذشت. مارینر 10 یک میدان مغناطیسی ضعیف سیاره‌ای را با شدتی در حدود 220nT ، 1nT=10-9T آشکار کرد. اگر چه این مقدار کوچک است. ولی برای قطع مغناطیس در بادهای خورشیدی کافی است. در اینجا میدان مغناطیسی ، ذرات باردار (اکثرا پروتونها) را از باد خورشیدی اطراف سیاره منحرف می‌کند.

به نظر می‌رسد که میدان عطارد یک دوقطبی باشد که کم و بیش با محور چرخش سیاره ، در یک امتداد قرار گرفته است. دراین صورت ، بطور کلی میدان مغناطیسی عطارد شبیه میدان مغناطیسی زمین ولی ضعیفتر از آن است. حضور یک میدان مغناطیسی و همچنین چگالی زیاد سیاره دلالت بر آن دارد که عطارد مانند زمین دارای یک هسته فلزی است که عمدتا از آهن و نیکل تشکیل شده است. به نظر می‌رسد که این سیاره همانند یک آهنربای دائمی ‌است. میدان مغناطیسی زمین صدبار شدیدتر از میدان مغناطیسی عطارد است.

| ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | مهدی نژادعلی نظرات () |

Design By : shotSkin.com